رهنورد نیمه‌شب؛ در ضرورت بازخوانی پروفیسور مجروح

0
138

تجلیل و تحلیلِ شخصیت و اندیشه‌های پروفیسور سید بهاالدین مجروح، هم ادای حق، به اوست و نیز پاسخی به یک ضرورت در حلقه‌های فکری و روشنفکری افغانستان. شایسته است این تلاش گسترده‌تر شود و ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی نیز پیدا کند. مجروح این ظرفیت را دارد که در گفت‌وگوهای میان‌فرهنگی در سطوح گوناگون، چهره‌ای قابل اعتنا باشد.

پرسشی که در این شرایط می‌توان مطرح کرد این است که: چرا دکتر مجروح را یاد می‌کنیم و ارج می گذاریم؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند متنوع باشد و طبیعی است که هرکس از منظر خود به آن بنگرد. اما من در این فرصت به دو نکته بنیادین اشاره می‌کنم.

نخست آن‌که تفکر فلسفی در زمان پروفیسور مجروح در وضعیتِ نابسامان قرار داشت. در چنین فضایی، او به‌عنوان چهره‌ای جدی و اثرگذار در میدان اندیشه ظاهر شد. مجروح هم با فلسفه غرب آشنایی خوبی داشت و نیز به گنجینۀ معارف حوزه تمدنی ما دسترسی داشت. اما اهمیت او صرفاً در آشنایی با این سنت‌ها نبود، بلکه در نحوۀ مواجهه او با آن‌ها بود.

او این دانش‌ها را با دو ویژگی اساسی پی می‌گرفت: تفکر انتقادی و حضور در سپهر گفت‌وگو. او نسبت به برخی جریان‌های فلسفی نگاه انتقادی داشت، اما با تکیه بر دانش گستردۀ خود، مباحث را به‌صورت میان‌رشته‌ای طرح می‌کرد و هرگز از اهمیت «شدن در گفت‌وگو» چشم نمی‌پوشید.

  نکتۀ دوم آن‌که از نظر پوهاند مجروح، «خودیِ برتر» امرِ نکوهیده بود. این بحث در زمانه او به‌تدریج به اپیستمه‌ای مسلط بدل شده و بر فضای گفتمانی گسترده‌ای اثر گذاشته بود.

در آن دوره، چه در غرب و چه در برخی حوزه‌های دانشگاهی شرق و افغانستان، اندیشه‌های دکارت، نیچه و فروید جایگاه برجسته‌ای داشت. کوگیتوی سوژه‌محور دکارت، ابرانسان نیچه و لیبیدوی فروید، هر یک به‌گونه‌ای بر مرکزیت «من» و برتری آن تأکید می‌کردند. در منطقه ما نیز در پاکستان، اقبال لاهوری از فلسفۀ «خودی» متأثر از نیچه و برگسون سخن می‌گفت و در ایران، دکتر شریعتی با طرح «بازگشت به خویشتن»، قرائتِ ایدئولوژیک از اسلام و نوعی ناب‌گرایی دینی با رنگ‌وبوی اگزیستانسیالیسم سارتری را ارائه می‌کرد.

اما مجروح، با وجود وفاداری به اصالت فرهنگی و تمدنی پربار حوزۀ ما، مفهوم «اژدهای خودی» را مطرح کرد و ایگوی فاتح را به نقد کشید. او بر خطر خودبرتر‌بینی انگشت گذاشت و پیامدهای آن را در عرصه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی نشان داد.

  ریشه‌های این رویکرد را می‌توان در برخی مباحث انسان‌شناسی فلسفی جدید نیز جست‌وجو کرد؛ به‌ویژه در پذیرش این نکته که انسان موجودِ برون‌مکان و گشوده به جهان است، نه محصور در خود. چنین فهمی، گفت‌وگو و ترکیب را برجسته می‌کند.

  از همین رو، هنگامی که از غرب‌شناسی سخن می‌گفت، افغانستان را بهترین بستر این بحث در منطقه می‌دانست و استدلال می‌کرد که افغانستان یکی از کانون‌های مهم تنوع و ترکیب فرهنگ‌ها و تمدن‌هاست. از آمیزش‌های یونانی ـ بودایی گرفته تا سنت‌های اسلامی و زردشتی و مکاتب فلسفی و عرفانی پربار، این سرزمین همواره محل هم‌نشینی و دادوستد فرهنگی بوده است. با چنین پیشینه‌ای، افغانستان ظرفیت آن را دارد که باب گفت‌وگوی متقابل را گشوده نگه دارد.

  از همین منظر، او با طرح مفهوم «اژدهای خودی»، نفی برتری «من» را در کانون تفکر خویش قرار داد و مصداق‌های آن را نیز به‌روشنی ارائه کرد؛ از جمله افراط‌گرایی یا آنچه خود او «گزافه‌گرایی» می‌نامید.

مجروح نه‌تنها متفکرِ برجسته، بلکه منتقدِجدی نیز بود؛ منتقدی که نقد را محدود به عرصۀ اندیشه نمی‌کرد، بلکه به حوزه‌های سیاسی و اجتماعی نیز می‌کشاند. او منتقد جزم‌اندیشی و قطعیت‌گرایی بود.

او همان «رهنورد نیمه‌شبی» بود که همواره در جست‌وجوست؛ از پایان سخن نمی‌گوید، اما سخن را دلیرانه بیان می‌کند و برای وفاداری به حقیقت، خطر را می‌پذیرد.

   به این معنا، می‌توان او را مروج نوعی پارهسیا دانست؛ یعنی سخن گفتن شجاعانه و بی‌پروا در راه حقیقت. در پارهسیا، گوینده برای پاسداری از حقیقت، مصلحت عمومی را بر منفعت شخصی ترجیح می‌دهد و با پذیرش مخاطره، مسئولیت اخلاقی خود را به عهده می‌گیرد. در این چارچوب، صراحت بر احتیاط، حقیقت بر سکوت یا خطا و وظیفه اخلاقی بر منافع فردی مقدم می‌شود. چنین رویکردی، هم خودانتقادی را دربرمی‌گیرد و نیز نقد دیگری را، با هدف بهتر سازی اوضاع شامل می شود.

  و در نهایت، مجروح حتی در عرصۀ فرهنگ و تمدن نیز به «ناب‌بودن» باور نداشت. او فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را در حال شدن و در فرآیند ترکیب و دادوستد می‌فهمید، نه در قالب‌های بسته و خالص.

با توجه به این ویژگی‌ها، به‌راستی شایسته است که دکتور مجروح را بار دیگر بازخوانی کنیم. اندیشه‌های او همچنان برای پاسداری از تنوع، برای نفی افراط گرایی، برای تقویت تفکر انتقادی و برای ترویج پارهسیا زنده، تازه و کارآمد است.

 

یادداشت: این متن بخشی از سخنرانی است که در نشست «پروفیسور مجروح» که از سوی نهاد «انسان»،  برگزار شده بود، ارایه گردید.

 

 

Visited ۷۹ times, ۷۹ visit(s) today