این روزها «ویدئویی» از بازداشت و اعتراف دختر نوجوانی در فضای مجازی دستبه دست میشود که با لباس مبدل مردانه، برای تأمین خانواده و خواهرانش در «رستورانتی» از سر ناچاری کار کرده است. در نوار تصویری که از جریان بازجویی او منتشر شده، نوریه میگوید به دلیل از دست دادن پدر و نداشتن نانآور، مجبور به پوشش مردانه و کوتاه کردن موها و کار در بیرون شده، کاری که از هفت تا دههزار افغانی معاش داشته است.
ویدئویی نوریه ابعاد پیدا و پنهان زیادی دارد و وجدانها را مورد خطاب قرار می دهد و وضعیت ناپایدار و شکننده زنان در افغانستان را بهخوبی ترسیم میکند. در این میان، یکی از ابعاد قهرمانی نوریه، مقاومت اجتماعی و معنادار او در برابر ساختارهای جنسیتی حاکم در برابر «زن» است که سالها قبل توسط صدیق برمک در هیات فیلم «اسامه» بهنمایش درآمد و با گذر سالها، بار دیگر خود را در جامعه بازنمایی نکرد. به تعبیر دیگر، نوریه همان اسامه دیروز است که برای اولین بار پس از سال ۲۰۰۱ و رکود در سینمای افغانستان، ساخته شد و مقاومت زنان در پوشش مردان را نشانه میرفت. فیلم با این جمله علی شریعتی آغاز میشد «خدایا مرا از آنانی قرار ده که دنیای شان را برای دینشان میفروشند نه آنهایی که دینشان را برای دنیای شان» که در نسخه بینالمللی به جای جمله فوق، «من نمیتوانم فراموش کنم، اما میتوانم ببخشم» از نلسون ماندلا نشان داده میشود.
فیلم در محور یک خانواده فقیر میچرخد. مادر دختر در بیمارستانی در کابل کار میکند که پس از مدتی، درمانگاه توسط طالبان تعطیل میشود. نظر بهمحدودیتهای اجتماعی حاکم آندوره، زنان حق ندارند، در محیط اجتماعی و یا بیرون از محیط خانواده کار کنند. این وضعیت باعث وخامت اوضاع اقتصادی و معیشتی خانواده اسامه میشود. سرانجام مادرش تصمیمی میگیرد که خلاف عرف و باورهای اجتماعی است. او موهای اسامه را کوتاه میکند و با پوشاندن لباس مبدل در تنش، این دختر را در ظاهر یک پسر به محیط کار میفرستد.
اسامه پس از اینکه در جریان کار همراه با کارفرما به نماز فراخوانده می شود، به مرور در روزهای بعد به یادگیری آموزههای دینی از سوی یک «ملا» دعوت میشود. تراژدی فیلم در همین نکته نهفته است، زمانیکه اسامه مجبور میشود همراه دیگر بچههای شهر، غسل کند و هویت جنسیتی اش افشا و به سنگسار محکوم میشود. اما همان «ملای» که اسامه را آموزش داده، خواستگاری میکند و این دختر «خردسال» صاحب شوهری میشود که چندبرابر او عمر دارد.
نوریه همان اسامه دیروز است که جهت مقابله با فقر و گرسنگی، ظاهرا هویت جنسیتیاش را تغییر میدهد تا خانوادهاش به کام مرگ نرود. اسامه یک روایت بود، اما نوریه یک واقعیت است. نوریه اسامهای است که زهر فقر و جنسیت را میچشد. اما او نماد یک زن قوی و قهرمان در ساختار نامأنوس جنسیتی و قبیلهای افغانستان است. نوریه، تسلیم نشد و حمایت از او یک مسئولیت انسانی است.



