سلامت اجتماعی و نزاع­‌های قومی: گزارشی از یافته‌های یک پژوهش دانشگاهی در کابل

0
28
@Social Media

دکتر سید محمد فیروزی*

هر بار که فضای مجازی افغانستان به میدان بگو‌مگوهای تند قومی بدل می‌شود، پرسش تلخی در ذهن بسیاری تکرار می‌گردد: چرا ما هنوز نمی‌توانیم اختلاف را به گفت‌وگو تبدیل کنیم؟ چرا مرزهای هویتی این‌چنین زود به مرزهای دشمنی بدل می‌شوند؟ و چرا اختلاف نظر یا عمل میان دو فرد رنگ­وبوی قوی می­گیرد؟ و این­که چرا زبان فحش و ناسزا، طرد و سیاه­نمایی جنبه قومی- گروهی پیدا می­کند؟

پژوهشی با عنوان «نقش سلامت اجتماعی بر گرایش به نزاع قومی- گروهی (مورد مطالعه: مردان 18 تا 45 ساله شهر کابل- افغانستان)» تلاش نموده با تحلیل رابطه بین سلامت اجتماعی و گرایش به نزاع قومی، به این سوالات پاسخ دهد. زیرا، از منظر جامعه­شناسی، جامعه مانند جسم زنده دچار بیماری­­ها، کج­کارکردی­ها و ناهنجاری­هایی می­گردد. یعنی همانطوری‌که سلامت جسمی یا روانی برای انسان‌ها مهم اند؛ «سلامت اجتماعی» برای یک جامعه نیز بسیار مهم است.

سلامت اجتماعی، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک مفهوم دانشگاهی نیست؛ بل شالوده‌ی زندگی جمعی است. این مفهوم از نظر کییز شامل پنج بُعد بنیادین است: پذیرش اجتماعی (احترام به تفاوت‌ها)، مشارکت اجتماعی (حضور فعال در امور جمعی)، انطباق اجتماعی (توان کنار آمدن با تغییرات)، شکوفایی اجتماعی (امید به آینده جامعه) و همبستگی اجتماعی (پیوندهای عاطفی و اخلاقی میان گروه‌ها). اوستون و جیکوب، سلامت اجتماعی را در برگیرنده سطوحی از عملکرد اجتماعی، مهارت‌های اجتماعی و توانایی شناخت هرشخص از خود به‌عنوان عضو از یک جامعه بزرگ تلقی کرده اند، و لارسن، سلامت اجتماعی را گزارش فرد از روابطش با دیگران و پاسخ‌های درونی فرد شامل احساس، تفکر و رفتار از رضایت یا عدم رضایت نسبت به زندگی و محیط اجتماعی‌اش می‌داند.

اما پاسخ تحقیق به سوال­های یاد شده چیست؟ یافته­های این پژوهش نشان می‌دهد که پاسخ به چرایی نزاع قومی را باید فراتر از سیاست، تاریخ یا فقر جست‌وجو کرد؛ در جایی عمیق‌تر و پنهان‌تر: یعنی در فروپاشی «سلامت اجتماعی». این تحقیق نشان می‌دهد که نزاع‌های قومی تنها واکنش‌های احساسی یا تصادفی نیستند، بلکه بازتاب شکاف‌های عمیق در پیوندهای انسانی و اجتماعی ما هستند؛ جایی که اعتماد فرسوده، پذیرش تضعیف شده و حس تعلق جمعی رنگ باخته است.

این تحقیق بر روی ۳۸۴ مرد ۱۸ تا ۴۵ ساله شهر کابل انجام شده است؛ گروهی که در خط مقدم فشارهای اقتصادی، اجتماعی و هویتی قرار دارند. نتایج به‌روشنی نشان داد که هرچه سطح سلامت اجتماعی پایین‌تر باشد، تمایل به نزاع‌های قومی و گروهی بیشتر می‌شود. این رابطه نه سطحی است و نه تصادفی؛ بلکه پیوندی ساختاری و معنادار بین سلامت اجتماعی این جامعه و میزان گرایش به نزاع قومی است. همچنین یافته‌ها نشان داد که تضعیف هر یک از این ابعاد (نظریه کییز)، هم‌چون برداشتن خشتی از دیوار اعتماد عمومی، احترام عمومی و پاسداشت نزاکت­های وطن­داری و همسایگی است؛ دیواری که در زندگی واقعی با ریا و تظاهر استوار است؛ ولی در فضای مجازی گاها فرو می­ریزد و نزاع و خشونت کلامی- عاطفی جای آن را می‌گیرد.

در جامعه‌ای مانند افغانستان که تنوع قومی بخشی از واقعیت زیسته مردم است، سلامت اجتماعی نقش سپر محافظ را دارد. وقتی این سپر َترَک بردارد، اختلافات کوچک به‌سرعت به نزاع‌های بزرگ قومی تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر، پژوهش نشان داد که در شرایط ضعف پذیرش و انسجام، افراد به‌جای دیدن انسان در دیگری، «تهدید» می‌بینند. این‌جاست که مرزهای هویتی، به مرزهای دشمنی بدل می‌شود و زبان تفاهم، جای خود را به زبان تحقیر و خشم می‌دهد. در بُعد پذیرش اجتماعی، نتایج نشان می‌دهد هرچه احترام به تفاوت‌ها و احساس ارزشمندی کمتر باشد، احتمال نزاع بیشتر می‌شود. جامعه‌ای که در آن گروه‌ها احساس طردشدگی می‌کنند، مستعد انفجارهای هیجانی است. در چنین فضایی، هویت قومی به سنگر دفاعی تبدیل می‌شود و نزاع، ابزار اثبات هویتی می­شود.  از این­رو در جامعه­ی مانند افغانستان پذیرش اجتماعی، نه یک شعار اخلاقی، بل یک ضرورت حیاتی و انسانی است.

از سویی انطباق اجتماعی نیز نقش کلیدی دارد. وقتی افراد نتوانند خود را با تغییرات، هنجارها و قواعد مشترک هماهنگ کنند، دچار سردرگمی و بی‌اعتمادی می‌شوند. این وضعیت همان چیزی است که جامعه‌شناسان «آنومی» می‌نامند: فقدان قطب‌نماهای اخلاقی- رفتاری. در چنین فضایی، نزاع نه یک خطا، بلکه واکنش طبیعی به آشفتگی اجتماعی است. در عین حال، مشارکت اجتماعی، از حضور در فعالیت‌های محلی تا احساس اثرگذاری در تصمیم‌های جمعی، به‌طور معناداری با کاهش گرایش به نزاع مرتبط است. وقتی شهروندان خود را بخشی از راه‌حل بدانند، نه قربانیِ فراموش‌شده، انرژی خشم به کنش سازنده بدل می‌شود. اما وقتی مشارکت، سرکوب یا بی‌معنا شود، شبکه‌های اجتماعی به میدان تخلیه خشم تبدیل می‌گردد. از آن‌جائی‌که شکوفایی و همبستگی اجتماعی، تصویر آینده را می‌سازند؛ اگر جامعه نتواند چشم‌انداز عادلانه و امیدبخش ارائه دهد، افراد در حال و گذشته زندانی می‌شوند. فقدان همبستگی، احساس بیگانگی را تشدید می‌کند و بیگانگی، به خصومت می‌انجامد. طوری‌که پیوندهای انسانی، آخرین سنگر در برابر فروپاشی اجتماعی‌اند.

     در نهایت باید گفت که پیام این پژوهش روشن و هشداردهنده است: اگر می‌خواهیم نزاع‌های قومی کاهش یابد، باید سلامت اجتماعی را در مرکز سیاست‌گذاری، آموزش و رسانه قرار دهیم. از تقویت گفت‌وگو، پذیرش تفاوت­ها، و سواد رسانه‌ای گرفته تا کاهش نابرابری‌ها و ایجاد فرصت‌های مشارکت، همه باید در خدمت بازسازی پیوندهای انسانی باشند. صلح، فقط نبود جنگ نیست؛ حضور فعال اعتماد، احترام و همدلی است. بدون سلامت اجتماعی، هیچ جامعه‌ای حتا اگر «جنگ» نباشد، واقعاً آرام نخواهد بود.

منبع:

فیروزی، سید محمد ، واحدی،غلام الدین و عثمانی،ذبیح الله . (1404). نقش سلامت اجتماعی بر گرایش به نزاع قومی- گروهی (مورد مطالعه: مردان 18 تا 45 ساله شهر کابل – افغانستان). مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام، 7(2)، 274-297.  doi: 10.22034/fasiw.2025.492047.1411

*  سید محمد فیروزی، دکترای جامعه‌شناسی و پژوهشگر در دانشگاه دورتموند آلمان است.

Visited ۱۶ times, ۱۷ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید