از خودمرکزپنداری تا بیناسوژگی؛ نگاهی به «دیالکتیک خود و دیگری» اثر سید حسین اشراق

0
18

 دیالکتیک «خود» و «دیگری» اثر استاد سید حسین اشراق، اثری در حوزهۀ فلسفه معاصر است که به بازاندیشی نقش اندیشه‌ها و گفتمان در تحلیل مناسباتِ «من» و «دیگری» می‌پردازد. این اثر با درک بحران‌های ارتباطی و جزم‌گرایی‌های برخاسته از سنت‌های تک‌ساختاری، تلاشِ نظام‌مند برای عبور از خودمرکزپنداری و ورود به ساحت بین‌الاذهانی به شمار می‌آید. نویسنده با واکاوی بنیادهای فکری رابطه‌مندی، استدلال می‌کند که هویتِ انسان هرگز در خلأ و انزوا شکل نمی‌گیرد، بلکه در بستر مواجهه با «دیگری» و پذیرش ناهمسانی‌ها معنا می‌یابد.

   بر اساس مبانی طرح‌شده در اثر، اخلاق با «دیگری» آغاز می‌شود و نویسنده بر این باور است که اگر قرار باشد از خودآیینی چیزی به دست آوریم، باید دگرآیینی را محور اصلی قرار دهیم؛ زیرا اگر «دیگری» وجود نمی‌داشت، از تعامل بیناسوژه‌ای خبری نبود.

التفات اثر به جایگاه کانونی بیناسوژه‌ای نشان می‌دهد که دلواپسی به آزادی، به آزادی دیگران گره خورده است، به‌گونه‌ای که هویت فردی در گرو به رسمیت شناختن متقابل شکل می‌گیرد. در روزگار ما نیز دیگر نمی‌توان بدونِ اندیشیدن به «دیگری» و مهم انگاشتنِ او که متفاوت از ما می‌اندیشد، خود را تعریف کرد؛ چرا که وجودِ «دیگری» توجیه منطقی برای مطلق نبودنِ حقیقتِ مورد ادعای ماست و باید همواره نشانۀ عدم انحصار و توزیع برابرِ صداها در افق مفهومی باشد. بر همین اساس، منطقی این است که تصورات خود را مدام در حال بهسازی و تکمیل بینگاریم و از داعیۀ تمامیت و خودمرکزپنداری فاصله بگیریم.

کتاب، پیوندِ «خود» و «دیگری» را دارای ماهیتِ زیباشناسانه می‌داند؛ بدین معنا که مواجهه با غیر از خودِمان، نه از جنس سلطه و تقلیل‌گرایی ابزاری، بلکه تجربه‌ای در جهت کشف زیبایی تفاوت و تحقق هارمونی در کثرت صداهاست. گفتگو در این چارچوب، نه ابزار انتقال اطلاعات، بلکه فضای زایش معنا و فهم متقابل است. یکی از عمیق‌ترین مفاهیم تحلیلی کتاب، مسألۀ سوژه‌زدایی است. سوژه‌زدایی به معنای شکستن انحصار عقلانیت ابزاری و رهایی از اومانیسم سوبژکتیو است؛ یعنی نفی اصالت بخشیدن مطلق به منِ استعلایی و بازگشت به غیرِ من (آن دیگری) تا ساختارهای انحصارطلب فروپاشند و افق‌های نوظهور گشوده شوند.

تبارشناسی تاریخی و سیر تطور مفهومی در نه فصل کتاب

دیالکتیک «خود» و «دیگری» که توسط محمد کاظم‌ کاظمی ویرایش و برگ‌آرایی شده است، از متدولوژیِ تبارشناختی بهره می‌برد و سیر تکوین ایدۀ «دیگری» را در طول تاریخ تفکر بشر در قالب نه فصل واکاوی می‌کند:

فصل اول (پیشینۀ مفهوم خود و دیگری): ریشه‌های انسان‌شناختی در آرای پروتاگوراس بررسی می‌شود. سپس با گذر از پرسشگری و بصیرت سقراط در خلق لوگوس از طریق گفتگوی مشترک، به دیالوگ‌های آپوریایی افلاطون (با هدف سلب مرجعیت از مؤلف و گشودنِ بابِ تشکیک) و دوستی مدنی و فضیلت‌محور در اخلاق نیکوماخوسِ ارسطو می‌رسد.

فصل دوم (خود و دیگری در قرون وسطی و تمدنِ سنتی): محبت آگاپه‌ای در قرون وسطی و تحول اروس به عشق بدون چشمداشت بررسی شده، سپس با تحلیل آرای فارابی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، خواجه نصیر، اخوان‌الصفا، ابن‌رشد و ابن‌خلدون، به همزیستی مسالمت‌آمیز و درک متقابل در سنت شرقی پرداخته می‌شود.

فصل سوم (روشنگری): این فصل به نقدِ کوگیتوی دکارتی به عنوان خاستگاه سوبژکتیویسم فردگرا پرداخته و در مقابل، الهیات دوستی در آرای اسپینوزا، اندیشۀ تساهل جان لاک، حس همدلی دیوید هیوم، کثرت‌گرایی لسینگ و وظیفه‌گرایی کانت را واکاوی می‌کند.

فصل چهارم (تجربۀ مدرنیته): نقطۀ عطف کتاب، تحلیل دیالکتیک خدایگان و بنده در فلسفۀ هگل (به روایت کوژو) است. در ادامه، نقد پدیدارشناسی هوسرل، دوستی اخترگون نیچه، انسان پرومته‌ای در مارکس و فهم همدلانه در جامعه‌شناسی ماکس وبر بررسی می‌شوند.

فصل پنجم (اثبات‌گرایی): این بخش به تلاش‌های پوزیتیویستی برای تنظیم مناسبات اجتماعی اختصاص دارد و شامل زیستن برای دیگری در آرای اگوست کنت، قاعدۀ ضرر جان استوارت میل، نظریۀ تکامل اجتماعی هربرت اسپنسر و همبستگی اجتماعی امیل دورکیم است.

فصل ششم (اگزیستانسیالیزم و هستی-با-دیگران): موج اگزیستانسیالیزم با محوریت ارتباط وجودی بررسی می‌شود؛ کی‌یرکگارد، یاسپرس، فلسفۀ همسخنی مارتین بوبر، نگاه خیرۀ سارتر و تبیین مسئولیت نامشروط و اخلاقی در برابر دیگری توسط امانوئل لویناس کانون این فصل هستند.

فصل هفتم (هرمنوتیک و رابطه بین‌الاذهانی): دازاین هایدگری و هستی-با-دیگران، نظریۀ درهم‌آمیزی افق‌ها در آرای گادامر، و فرمول درخشان پل ریکور یعنی «خود همچون دیگری» تبیین می‌شوند تا نشان داده شود فهم، امری بین‌الاذهانی است.

فصل هشتم (نظریه گفتگومندی): این فصل به نظریۀ پولیفونی و چندآوایی میخائیل باختین، مرگ مؤلف رولان بارت، بینامتنیت و ایدۀ بازی بی‌پایان گفتگو در افکار تزوتان تودوروف برای تحلیل ابعاد ادبی و زبانی این دیالکتیک می‌پردازد.

فصل نهم (پسامدرنیته و تفسیرهای پلورالیستی): در فصل پایانی، تبارشناسی سوژه و نقد طرد اجتماعی در آرای فوکو (دیسکورس)، هرمنوتیک دوستی دریدا، آرای ریچارد رورتی و جیانی واتیمو، همراه با فلسفه میان‌فرهنگی (ایدۀ ادهر مال، مارتین  ویمر و هاینس کیمرله) بررسی می‌شوند.

ارزیابی پدیدارشناختی و فرآیند شناخت دیگری

مقوله‌های «خود» و «دیگری» همواره ذهن متفکران را به خود مشغول ساخته است. تحلیل‌گران بر این باورند که تجربۀ «دیگری» با آموزش زبان در کودکی آغاز می‌شود؛ جایی که کودک می‌آموزد خود را به دیگری تفهیم کند و معنا و معرفت را با او پیوند دهد. به همین دلیل، سوژۀ منفرد دکارتی هرگز به معرفت واقعی نمی‌رسد، زیرا درک جهان مشترک نیازمند مفاهمۀ بیناشخصی است. بنابراین، امکان تفکر و ارتباط، بسته به این واقعیت است که دو موجود یا بیشتر، همزمان در حال پاسخ دادن به درون‌دادی از جهان مشترک و یکدیگرند.

  بخش پایانی کتاب تبیینِ ساختارشناختی از کارکردِ رهایی‌بخشِ متن در مواجهه با بحران‌های سوبژکتیویسم مدرن است. نویسنده با به چالش کشیدن متافیزیک حضور و خودمرکزپنداریِ برخاسته از عقلانیت ابزاری، نشان می‌دهد که چگونه سنت متافیزیکی غرب با اصالت‌بخشی به منِ استعلایی، راه را بر دیگری بسته است. کتاب با تکیه بر «حقیقت تواضعی»، بینامتنیت و مسئولیت اخلاقی، خواننده را از ایمنی کاذب جزم‌گرایی بیرون کشیده و نقشه‌راهی برای بازسازی مناسبات اجتماعی بر پایۀ خرد بین‌الاذهانی و رواداری فراهم می‌سازد.

جمع‌بندی و اهمیت اثر

اهمیت «دیالکتیک خود و دیگری» را می‌توان در تلاشی دانست که برای پیوند دادن سنت‌های متنوع فلسفی حول یک پرسش بنیادین صورت می‌گیرد: انسان چگونه می‌تواند در عین حفظ فردیت خویش، دیگری را به رسمیت بشناسد و از تبدیل تفاوت به تقابل بپرهیزد؟ کتاب با عبور از مرزهای فلسفه غرب و شرق و قرار دادن دیدگاه‌های گوناگون در یک مسیر تاریخی، نشان می‌دهد که مسئله دیگری نه موضوعی حاشیه‌ای، بلکه یکی از بنیادی‌ترین مسائل اخلاق، سیاست، شناخت، زبان و زندگی اجتماعی است. از این منظر، اثر می‌تواند برای خواننده‌ای که دغدغه گفت‌وگو، کثرت‌گرایی و بازاندیشی در مناسبات انسانی را دارد، متنی تأمل‌برانگیز باشد.

در نهایت، پیشنهاد اصلی کتاب را می‌توان دعوت به نوعی «تواضع معرفتی» دانست؛ تواضعی که به معنای نفی حقیقت نیست، بلکه پذیرش این امکان است که فهم ما از حقیقت همواره نیازمند گفت‌وگو، نقد و مواجهه با افق دیگری است. در چنین خوانشی، دیگری نه مانعی در برابر خود، بلکه شرطی برای شناخت عمیق‌تر خود است. از همین رو، «دیالکتیک خود و دیگری» می‌کوشد از دوگانه‌های بسته و تقابلی عبور کند و به سوی جهانی حرکت کند که در آن تفاوت، به جای آن‌که منشأ حذف و سلطه باشد، سرچشمه گفت‌وگو، همزیستی و آفرینش معنای مشترک تلقی شود.

دیالکتیک خود ‌و‌دیگری توسط انتشارات مولانا با حمایت مؤسسه مطالعات و تحقیقات نبراس در ۴۲۰ صفحه در سال ۱۴۰۵ چاپ و نشر شده است.

 

Visited ۱۱ times, ۱۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید