اشاره
یادداشت حاضر خلاصهی مقالهای علمی-پژوهشی است که توسط پروفیسور عباس پویا، پژوهشگر مطالعات اسلامی در دانشگاه فریدریش الکساندر با عنوان «فدرالیسم در افغانستان؛ منافع قدرت، دین و قومیت در گفتمان سیاسی» نگاشته شده و در مجله Religions/ادیان منتشر گردیده است. این پژوهش کوشیده است مباحث کنونی پیرامون فدرالیسم در افغانستان را از نظر زمانی و گفتمانی دستهبندی کند و مواضع حامیان و مخالفان آن را از منظر پیوند میان دین و قومیت تحلیل نماید. مقاله بر این نکته تأکید دارد که قومیت نه یک مقولهٔ ثابت یا ماهوی، بلکه پدیدهای اجتماعی و گفتمانی است که در بسترهای مختلف ساخته و بازتولید میشود. پژوهش نشان میدهد که تقاضا برای ساختارهای فدرالی عمدتاً زمانی شدت مییابد که گروههای حاشیهنشین یا غیرممتاز از نابرابریهای سیاسی و اجتماعی خود آگاه میشوند، و هنگامی که این گروهها احساس میکنند بهطور کافی در چارچوب سیاسی موجود نمایندگی شده و ادغام یافتهاند، تمایل به مدلهای جایگزین حکمرانی مانند فدرالیسم کاهش مییابد.
مقدمه
فدرالیسم یک اصل معاصر سازماندهی قانون اساسی است که عمدتاً ریشه در سنتهای قانون اساسی غربی دارد. این نظام بر ساختاری استوار است که در آن ایالتها یا واحدهای تشکیلدهندهٔ کشور سطح محدودی از حاکمیت و خودمختاری دارند، در حالیکه در مجموع یک دولت واحد و فراگیر را شکل میدهند. اگرچه فدرالیسم از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در محافل کوچک سیاسی و فکری افغانستان مورد بحث قرار میگرفت، طی سی سال گذشته به موضوعی برجستهتر بدل شده است. بهویژه تبعیض پایدار علیه اقلیتهای قومی و مذهبی در دورهٔ طالبان، درخواستها برای تمرکززدایی سیاسی و خودمختاری منطقهای را تشدید کرده است. فدرالیسم مدرن با چهار ویژگی اساسی تعریف میشود: اول، بر گفتمان مدرن قانون اساسی استوار است که در آن توزیع قدرت سیاسی بهطور رسمی توسط قانون اساسی تنظیم و مشروعیت مییابد؛ دوم، بر اصل حاکمیت مردمی مبتنی است؛ سوم، تفکیک عمودی و افقی قوا وجود دارد؛ و چهارم، سبک سیاسی توافقی و مبتنی بر مذاکره میان همهٔ ایالتهای عضو است. تجربههای موفق غربی نشان میدهد که نظام فدرالی موفق، توازن میان اقتدار دولت مرکزی و خودمختاری واحدهای تشکیلدهنده را برقرار کرده است.
چندین کشور در جهان اسلام، از جمله مالزیا و پاکستان، ساختارهای فدرالی دارند، اگرچه مسیر توسعه آنها با غرب تفاوت دارد. در افغانستان، ایدهٔ فدرالیسم از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مطرح شده و پس از سال ۲۰۰۱، بار دیگر در بحثها دربارهٔ ایجاد نظام باثبات حکمرانی مطرح شد. بازگشت طالبان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ موجب شد که برخی شخصیتهای سیاسی و روشنفکران بهطور علنی از فدرالیسم حمایت کنند.
موافقان و مخالفان فدرالیسم در افغانستان
ادبیات دانشگاهی غربی غیرافغان تا کنون تنها بهصورت حاشیهای به موضوع فدرالیسم پرداخته است و عمدتاً آن را رویکردی مثبت میداند که میتواند ثبات و تمرکززدایی را تضمین کند.
مخالفان برجستهٔ فدرالیسم شامل انورالحق احدی، رهبر حزب «افغان ملت»، است که در سال ۱۹۹۵ مقالهای منتشر کرد و تأکید کرد: «اگر انگیزهٔ فدرالیسم ترویج تصمیمگیریهای منطقهای و محلی دربارهٔ مسائل ولایتی باشد، پشتونها ممکن است آن را بپذیرند، اما اگر هدف تقویت هویت اقلیتها و تضعیف هویت افغانی دولت باشد، حساسیت پشتونها قابلفهم است.»
حضرت عمر زاخیلوال در سال ۲۰۰۱ نوشت که فدرالیسم «نه تنها در شرایط کنونی غیرضروری است، بلکه نسخهای برای تقسیمات عمیقتر میان گروههای قومی متنوع است و به تجزیهٔ کشور میانجامد.» عبد الحمید مبارز نیز در کتاب خود «فدرالیسم و پیامدهای آن در افغانستان» استدلال میکند که افغانستان هزاران سال بهعنوان کشور متمرکز وجود داشته و این یکپارچگی تاریخی نباید دچار اختلال شود. محمد طاهر هاشمی نیز بر همین نکته تأکید میکند. مخالفان فدرالیسم معمولاً از «دستهای مرموز» پشت آن سخن میگویند و نسبت به «یوگسلاویسازی» افغانستان هشدار میدهند و فدرالیسم را مدل قومی و نامناسب میدانند که به تجزیه و فقر منجر میشود.
موافقان فدرالیسم شامل طاهر بدخشی، روشنفکر و فعال سیاسی، و عبد اللطیف پدرام و محمد سرور دانش هستند. طاهر بدخشی فدرالیسم را «آرمانشهر» خود میدانست. عبد اللطیف پدرام حزب کنگرهٔ ملی افغانستان را در سال ۲۰۰۴ تأسیس کرد و در سال ۲۰۱۴ مجموعهای با عنوان «فدرالیسم: گزینهٔ مناسب برای افغانستان» منتشر نمود و آن را تنها راه تضمین آزادی، عدالت و دموکراسی خواند. محمد سرور دانش نیز حزب «عدالت و آزادی» را تأسیس کرد و برنامهای فدرالیستی دنبال نمود.
استدلالهای موافقان و مخالفان
طرفین مواضع خود را بر اساس واقعیتهای سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی افغانستان توجیه میکنند. موافقان فدرالیسم بر ناهمگونی جغرافیایی، قومی، زبانی و مذهبی تأکید دارند و تاریخ سیاسی اخیر را استمرار امتیازدهی به یک گروه قومی میدانند. تجربههای تبعیض و سرکوب اقلیتها، فدرالیسم را بهعنوان مناسبترین نظام برای تضمین رضایت و عدالت برای همهٔ مردم کشور معرفی میکند. برخی نیز معتقدند فدرالیسم تنها نظامی است که میتواند آزادی، عدالت و دموکراسی را تضمین کند و به همهٔ شهروندان امکان مشارکت مستقیم دهد.
مخالفان فدرالیسم از همان ویژگیها علیه آن استفاده میکنند و استدلال میکنند که تنوع افغانستان نیازمند دولت مرکزی قدرتمند است تا از تجزیه به گروههای کوچک قومی جلوگیری شود. آنها فدرالیسم را تهدیدی برای وحدت و ثبات ملی میدانند.
فدرالیسم: بحثی مبتنی بر منافع
بحث فدرالیسم در افغانستان بهشدت منفعتمحور است. افراد و گروهها بر اساس منافع سیاسی خود موضعگیری میکنند. نمونه بارز آن تغییر موضع سرور دانش است که در انتخابات ۲۰۱۴ از نظام متمرکز حمایت میکرد و پس از خروج از افغانستان از ۲۰۲۲ به بعد، فعالانه از فدرالیسم حمایت نمود. پس از بازگشت طالبان در ۲۰۲۱، فعالیتها و بحثهای فدرالیسم در میان دیاسپورای افغانستان افزایش یافت. مجمع فدرالیستهای افغانستان در وین تأسیس شد و پیشنویس قانون اساسی فدرال ارائه کرد.
پرسش مهم این است که چگونه میتوان مخالفان، بهویژه پشتونها، را قانع کرد که فدرالیسم به معنای از دست رفتن قدرت آنان نیست و مشارکت گروههای حاشیهای قدرت آنها را تضعیف نمیکند، بلکه میتواند آن را تثبیت نماید.
نتیجهگیری
فدرالیسم اگرچه مفهومی مدرن و غربی است، مدتهاست به افغانستان راه یافته است. برخی چهرههای سیاسی و روشنفکری از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از آن استفاده میکردند. گفتمان فدرالیسم تنها پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ و تحت حمایت ائتلاف نظامی غرب مساعدترین شرایط را تجربه کرد، اما هرگز به شیوهای پایدار دنبال نشد. یکی از موانع، نبود موضع واحد میان نخبگان سیاسی گروههای غیرپشتون بود. نمایندگان اقلیت غالباً احساس میکردند که امتیازات قانون اساسی ۲۰۰۳ کافی است و رقابت درونقومی نیز تلاشها برای وحدت فدرالیستی را تضعیف میکرد. جامعهٔ هزاره نیز با انگیزهٔ تبعیض مذهبی از فدرالیسم حمایت میکند. نمایندگان هزاره با پیشینه الهیاتی تلاش میکنند پیوندی میان اسلام و فدرالیسم برقرار کرده و آن را مشروعیتبخشند. تحلیل نشان میدهد که اقلیتهای افغانستان تا زمانی که احساس نمایندگی و ادغام سیاسی کنند، ضرورتی برای مدلهای بدیل مانند فدرالیسم نمیبینند و تنها در صورت احساس حذفشدگی، مطالبه فدرالیسم محبوب میشود.
نویسنده: کریم ارجمند
یادداشت: مقاله بیانگر دیدگاه رسانه پلسرخ نیست و این رسانه، باتوجه به اهمیت گفتمانی موضوع، تخلیص تحقیق را منتشر کرده است.
منبع اصلی مقاله:
Poya, A. (2025). Federalism in Afghanistan: Power Interests, Religion, and Ethnicity in Political Discourse. Religions, 16(8), 1041. https://doi.org/10.3390/rel16081041



