بازخوانی مکتب سیاسی هرات: واکاوی اندیشه سیاسی تیموریان در پرتو هرمنوتیک معاصر

0
39

اشاره

مکتب سیاسی هرات، به مجموعه نظرات اندیشمندان دورۀ تیموریان اطلاق می‌گردد که در بستر فرهنگی هرات و با بهره‌گیری از آموزه‌های عرفان نقشبندی، ایران باستان و ترکی- مغولی شکل گرفته بود. نورالدین عبدالرحمان جامی، امیر علی‌شیر نوایی و کمال‌الدین حسین واعظ کاشفی سه تن از چهره‌های این مکتب هستند.

به تازگی داوود عرفان، استاد پیشین دانشگاه هرات در اثر پژوهشی با عنوان «مکتب سیاسی هرات» که از سوی «نشر مولانا» منتشر شده است، با استفاده از روش‌شناسی تفسیری، هرمنوتیک کوئنتین اسکینر در چارچوب نظریه کالین‌ های، نظریه غایت-مشروعیت جان مارو و نظریه باری کلارک، به واکاوی این مکتب پرداخته است. این اثر در ۶ فصل و ۲۸۱ صفحه از سوی «نشر مولانا» چاپ و نشر و اثر توسط توسط ذبیح فطرت و بختیار برگ‌آرایی شده است.

در زیر خلاصه اثر که به قلم نویسنده نگاشته و به رسانه پل‌سرخ فرستاده شده است، جهت آشنایی خوانندگان با این اثر پژوهشی منتشر می‌شود.

هرات، نام بلند در فرهنگ، عرفان و سیاست شرق اسلامی

هرات نام بلندی در تاریخ فرهنگ، هنر، ادب، عرفان و سیاست شرق اسلامی است. این شهر یکی از قطب های ایران شرقی و پایتخت خراسان بزرگ به شمار می رفته است. اوستا آن را یکی از شانزده کشور ایران بزرگ خوانده است و برخی از تاریخ نگاران آن را نخستین شهری می دانند که با نام آریا در شرق ایران ایجاد شده است. این شهر با القابی چون هرات باستان، نگین خراسان، چشم و چراغ جمیع بلدان، جان جهان و دل خراسان (انصاری، 1398: 17)، خاک اولیا (سکورسکی،1370 )، شهر قدرت و ثروت(عظیمی، 1391: 260) و فلورانس شرق (سابتلنی، 1395: 23) از جایگاه ویژه ای در خراسان قدیم و افغانستان امروزی برخودار است. تاریخ اسطوره ای و واقعی این شهر با شمشیر و قلم یا بهتر بگوییم قدرت و اندیشه گره خورده و هویت آن را معنا بخشیده است. بنیان زندگی اجتماعی و سیاسی این خطه با اسطوره آغاز می شود. اسطوره‌هایی که در امتداد مفاهیم قدرت و اندیشه حرکت می کنند. متون تاریخی دست اول از هفت روایت در ساخت شهر هرات حکایت دارند که دو روایت با نام تهمورث و شمیره گره خورده است( سیفی هروی،1385: 63-82) هر دو روایت اسطوره ای از نیروی شمشیر تأثیر پذیرفته است و ظهور ساتی برزن (آرزو، 1399)در این خطه نقطه ی اوج حکومت شمشیر در تاریخ باستانی هرات است که در مراحل زیادی از تاریخ این جغرافیا تکرار می شود.  اولین قیام های ضد خلافت اموی از این منطقه برخاستند.  قارن هراتی، نیزک بادغیسی، طاهر ذوالیمنین، ابومسلم خراسانی، ابن مقنع، لیث صفاری و استادسیس از هرات و یا نواحی آن پرچم مخالفت با خلافت اسلامی را برافراشتند. از سوی دیگر به موازات شمشیر، همواره اندیشه هم در طول تاریخ فضای جولان داشته است.  بسیاری از تاریخ نگاران ظهور زرتشت را در هرات می دانند و حضور قرن ها  اندیشه ی او را بر هرات و اطراف آن  تأیید می کنند(فرای، 1396: 96). بنا بر برخی از روایات تاریخی، حضور جاماسب از نخستین اندیشه ورزان ایرانی در هرات، نشانه ی دیگری از حضور اندیشه ی باستانی در این سرزمین است(فکری سلجوقی، 1390: 133) هرچند از وضعیت اندیشه در حد فاصل دوران اسطوره تا ظهور اسلام در تاریخ نشانه ای به دست نمی آید، اما با ظهور اسلام نامورانی از این جغرافیا قدعلم می کنند که نام و آوازه شان فراتر از جغرافیای هرات در جهان اسلام پیچید. یکی از این افراد یفودان هروی است که از یاران پیامبر اسلام (ص) به شمار می رود(ابن الاثیر ج5، 1994: 109 ). این که او چگونه از هرات به مدینه رسیده است، مدارک موثق تاریخی در دست نیست، اما حضور او در مدینه احتمالاً نمایانگر ویژگی های خاص شخصیتی او چون سلمان فارسی بوده است که از هرات به مدینه کوچ کرده است. وهب ابن منبه، ابوعبید قاسم بن سلام هروی و ابوسعید المالینی از جمله کسانی اند که از نخستین اندیشه ورزان جهان اسلام به شمار می روند. ابوعمر ثمر بن حمدویه که دومین معجم بزرگ لغت عربی را بعد از خلیل نگاشته است؛ از هرات برخاسته بود و ابوالحسن علی فرزند ماجور هروی از نخستین ستاره شناسانی است که در هرات زندگی می کرد(پویان،1394: 47).

 محوریت نخستین حکومت‌های غیر غربی در شرق اسلامی

همان‌گونه که نخستین شهر و دولت آریایی در هرات شکل گرفت، سنگ بنای  نخستین سلسله حکومت های غیرعربی در شرق اسلامی، با محوریت شهر هرات گذاشته شد. طاهریان و صفاریان از نخستین سلسله های ایرانی هستند که در هرات و یا نواحی آن، حاکمیت های مستقل را بنا نهادند. غوریان، آل کرت و تیموریان سلسله های دیگری بودند که هرات را به اوج شهرت و شکوفایی رساندند. پس از اسلام، مطالبات حاکم در خراسان و هرات هرات بر سه محور اساسی می چرخد: نخست؛ کسب خودمختاری و استقلال سیاسی با مصالحه یا نبرد، دوم؛ کسب معارف دینی و سعی در تلطیف آموزه های افراطی آن زمان، و سوم؛ هویت طلبی زبانی با تولیدات شاعرانه. قیام های گوناگون از ابومسلم گرفته تا یعقوب لیث صفاری در صدد کسب استقلال و خودمختاری جامعه ی ایرانی از سلطه ی اعراب بودند. در معارف اسلامی، اعم از فقه و حدیث و کلام اسلامی، خراسانیان و از جمله هراتیان نقش به سزایی ایفا کرده اند. غلو نخواهد بود که اگر ادعا کنیم که فقه، حدیث و کلام اسلام بدون خراسانیان، معنایی نخواهد داشت. ابوحنیفه، امام بخاری، امام مسلم، امام ترمزی، امام رازی، خواجه عبدالله انصاری و ده‌ها اندیشمند دیگر در حوزه‌ی خراسان، از پرچم برداران اندیشه ی اسلامی به شمار می روند. از سوی دیگر، نخستین شاعران فارسی زبان پس از دو قرن سکوت، از خراسان و به ویژه از هرات ظهور کردند. حنظله ی بادغیسی، محمود وراق هروی و حتی رودکی، نسبتی روشن با خراسان و هرات دارند. هویت طلبی زبانی زمانی جایگاه ویژه ی خود را نشان می دهد که یعقوب لیث صفاری برای اولین بار خواندن شعر عربی در دربار خود را منع قرار می دهد(کلیفورد باسورث، 1388: 252). سه مطالبه ی فوق با روی کار آمدن سلسله های ایرانی طاهریان و صفاریان محقق گردید. در زمان این دو سلسله و سلسله‌های  بعدی، مناسبات جدیدی مبتنی بر فرهنگ و عرفان در این منطقه شکل گرفت. هرات در هر دوره ی تاریخی در سه حوزه ی رزم آوران، اندیشه ورزان و شاعران خالی نبوده است. شکل گیری اندیشه از تاریخ باستان آغاز یافته و در دوره ی تیموریان به نقطه ی اوج خویش رسیده است. در این مسیر با نام های بزرگی چون ابوعبید قاسم سلام هروی، خواجه عبدالله انصاری، امام فخر رازی و جامی بر می خوریم که هر کدام دوره ای از تاریخ اندیشه ی هرات را رقم زده اند. دوره ی تیموریان به ویژه دوره ی دوم مکتب هرات عنصر هنر و عرفان را به اندیشه اضافه کرد. شکوفایی این دوره به حدی رسیده بود که به تعبیر برخی از تاریخ نگاران غربی، هرات را به فلورانس شرق تبدیل کرد. این شکوفایی حاصل ثمربخشی مکاتب هنری، ادبی و حتی مکتب فقهی هرات بود.

مکتب هنری هرات

مکتب هنری هرات با تمرکز بر نقاشی و معماری دوران تیموریان، نخستین مکتب هنری ایرانی است. این مکتب خود منشأ الهام مکاتب دیگر هنری در مناطقی چون اصفهان، قزوین، تبریز و شیراز شده است. نقش مکتب فقهی هرات با توجه به نظرات ملاعلی قاری هروی، علامه تفتازانی، فخر رازی و کلام ماتریدی در شکل دهی مکتب سیاسی هرات را نمی توان نادیده گرفت. مکتب ادبی هرات از جمله مکاتب دیگری است که وجهه ی دیگری از مناسبات فرهنگی این شهر را به نمایش می گذارد (نصیری جامی، 1393). چند سالی است که مکتب امنیتی هرات در کانون توجه بسیاری از اندیشمندان جهان و منطقه قرار گرفته است. این تلاش ها را انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان با برگزاری کنفرانس ها و سمپوزیم های جهانی و هرات روی دست گرفته است. حاصل دو سمپوزیم مکتب امنیتی هرات، مقالات متعددی از اندیشمندان حوزه ی فرهنگ، عرفان، هنر و سیاست منطقه و جهان است که در پی سامان بخشی مکتب امنیتی هرات اند (محمدی، 1398). زمانی که سه مکتب، هنری، ادبی و امنیتی وجود دارد، طبیعی است که سیاست به عنوان چهارراه علوم، بسترسازی مکاتب فوق را برعهده داشته است. حضور اندیشمندانی چون نورالدین عبدالرحمن جامی، حسین واعظ کاشفی، فخر رازی، امیرعلی شیر نوایی و دهها اندیشمند دیگر در فرهنگ و سیاست هرات، مناسبات خاص سیاسی ای در این خطه ایجاد کرده است، که به مجموعه ی آن می توان مکتب سیاسی هرات اطلاق کرد.

 

هستی‌شناسی،‌ معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی مکتب سیاسی هرات

مکتب سیاسی هرات، اندیشه ی سیاسی خویش را از سه حوزه ی عرفان و تصوف، هنر و ادبیات گرفته است که در یک چارچوب مشخص دارای هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی خاص خود است. مکتب سیاسی هرات دامنه ی بزرگی از حوزه های سه گانه است که در خراسان بزرگ و مناطق اطراف آن گسترش پیدا کرده بود. دلیل اصلی گزینش هرات در این پژوهش این است که از یک طرف، هرات خود باعث و بانی مکاتب دیگری به ویژه در حوزه ی هنر بوده است و از طرف دیگر، برای اولین بار پای تصوف به دربار و سیاست در هرات باز شده است. به شهادت پژوهش گران تاریخ، اوج اندیشه ی سیاسی خراسان با مشخصات فوق در زمان تیموریان شکل گرفت که میراث های گرانبهایی را در حوزه های مهم هنر، ادبیات، عرفان و سیاست از خود برجای گذاشته است. اندیشه ی سیاسی ای که مکتب هرات را تشکیل داده است؛ از نظریه های سه دانشمند مشهور سرچشمه گرفته اند. جامی به عنوان شاعر، عارف و سیاست ورز مشهور هرات که پادشاهان زیادی از مشورت های او بهره جسته اند و مجموعه ی نظرات او به شکل دهی بنیان های سیاست و حکومت در هرات کمک فراوانی نموده است. امیرعلی شیر نوایی، وزیر دانشمند دوره ی تیموریان که او را بنیان گذار گفتگوهای فرهنگی [1]در جهان خوانده اندکه او توانسته بود  در اوج قبیله گرایی با سیاست گفتگوهای فرهنگی برای شاهان تیموری، در خراسان بزرگ دولتی مقتدر، با ثبات و فرهنگ محور را سامان دهی کند. شخصیت سوم، ملاحسین واعظ کاشفی است. این شخصیت عارف و نویسنده، با نوشته های فراوانی از جمله انوار سهیلی و اخلاق محسنی که به سلطان حسین بایقرا تقدیم کرده است؛ نقش بارزی در ایجاد فکر سیاسی زمان خویش داشته است. دو اندیمشند دیگر در مقابل مناسبات حاکم قد علم کردند و معترضان بزرگ دوره ی تیموریان یاد می شوند. قاسم انوار و بنایی هروی هر دو، هر کدام از وجهی با سیاست حاکم در افتادند و هر کدام در این راه مشقت هایی را به جان خریدند. قاسم انوار به دلیل اندیشه ی مذهبی و مولانا بنایی هروی به دلیل مخالفت ورزی با سیاست ورزی فرهنگی امیرعلی شیر نوایی از سوی دیگر، مکتب سیاسی هرات با بارور کرده اند. به صورت کلی می توان گفت که  اندیشه ی سیاسی هرات، با بهره گیری از سیاست ایران باستان، سیاست ترکی، سیاست عرفانیو زبان فارسی، مکتب مهمی را شکل داده که به آن کمتر پرداخته شده است. در این مکتب بخش بزرگی از تولید اندیشه برعهده ی ایرانیان (تاجیکان) و بخش بزرگی از سیاست عملی برعهده ی ترکان مغولی بوده است. این سیاست عملی با تأثیرپذیری از تولید اندیشه ی مشاوران فرهنگی، شاکله ی اصلی مکتب سیاسی هرات را تشکیل داده است.

کارگزاران مکتب سیاسی هرات

مکتب سیاسی هرات، با تمرکز بر چهار محور قدرت خاندان شاهی، روحانیون، فئودال ها و مشاوران فرهنگی شکل گرفت. در این مکتب خاندان شاهی در رأس قدرت با دیوان های مختلف قرار داشت. روحانیون با همراهی خاندان شاهی، مشروعیت این مکتب را تضمین کردند. فئودال ها با مالیاتی که به دولت تیموریان می پرداختند، بخش بزرگی از بودجه ی دولت را تأمین می کردند. مشاوران فرهنگی به عنوان تولید کنندگان فکر سیاسی به ایجاد رابطه بین مردم و حکومت کمک می کردند. هرچند این مشاوران فرهنگی در پایین ترین رده ی کارگزاران سیاسی در عالم واقع قرار داشتند، اما خاندان شاهی و دیوان سالاران با آنها مراوده ی فراوانی داشتند و در این مراودات فرهنگی است که فکر سیاسی با تولید مفاهیم خاص از طریق این مشاوران سیاسی وارد سامانه ی سیاسی تیموریان می گردید و رفتار سیاسی حاکمان و زیردستان آنان را شکل می داد(فشاهی، 1354: 160).

جمع‌بندی

مکتب سیاسی هرات مفاهیم سیاسی مهمی چون عدل، شرع، صلح، مصلحت، حکمت و خرد، انسان‌دوستی، تساهل، آزادی، اخلاق و کارآیی تولید کرده و آن‌ها را وارد سامانۀ سیاسی- اجتماعی آن دوره کرده بود. جامی به عنوان مولد مفاهیم سیاسی آن‌ها را به شبکه‌ای از دانشمندان عصر منتقل می‌کرد.

نوایی با نفوذ در دربار این مفاهیم را وارد سامانۀ سیاسی می‌ساخت و واعظ کاشفی در منابر آن‌زمان، این مفاهیم را وارد سامانۀ اجتماعی می‌نمود. بر اساس چهارچوب جان مارو، مکتب سیاسی غایت امر سیاسی را برپایی عدل می‌دانست، در این مکتب پادشاه مشروعیت قدرت خود را از دین و مشروعیت مرجعیت قدرت را از عرفا می‌گرفت. محدودیت اعمال قدرت در قیود هنجاری اخلاقی و نهادهایی چون وزارت و مشاوران فرهنگی تجلی پیدا می‌کرد و در نهایت؛ در حق اعتراض این مکتب به اعتراض اصلاحی معتقد بود.

تاریخ هرات نشان می دهد که به استثنای  سلسله ی طاهریان و آل کرت که پادشاهانشان اصالتی هراتی دارند؛ تمام حکومت ها و سلسله هایی که در این وادی حکومت کرده اند؛ غیرهراتی اند. هرات حکومت اعراب، مغول ها و پشتون ها را تجربه کرده است. نکته ی قابل توجه بر پایه ی شواهد تاریخی این است که تمام اقوام در فرهنگ هرات استحاله شده اند، طوری که مهاجمان این شهر به مدافعان فرهنگ آن مبدل شده اند. این امر نشاندهنده ویژگی خاصی است که هرات را از دیگر ولایات منفک می سازد. هرات دارای نوعی از فکر سیاسی است که مستقل از دیگر اندیشه های موجود و هویت بخش در افغانستان و منطقه عمل کرده است. تلفیق عرفان و سیاست با اندیشه ایرانی موجب شکل گیری نوعی از اندیشه مختص خود هراتیان گردیده است.

منابع

ابن الاثیر، ابوالحسن علی بن ابی الکرم عزالدین(1994). اسدالغابه فی معرفه صحابه ج5، به کوشش: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دارالکتب علمیه.

انصاری، فاروق.(1398). تاریخ هرات؛ سیری در تاریخ و جغرافیای تاریخی هرات از روزگار باستان تا معاصر کابل: انتشارات بنیاد اندیشه.

آرزو، عبدالغفور(1399). حماسه ساتی برزن، کابل: انتشارات پرند، چاپ دوم.

پویان، رسول.(1394). هرات در کشاکش تاریخ، هرات: نشر توانا.

سابتلنی، ماریا اوا.(1395). امیرعلی شیر نوایی و روزگار او، ترجمه: جواد عباسی، مشهد: انتشارات طنین قلم.

سکورسکی، رادک.(1370). خاک اولیا؛ سفری به هرات در زمان جنگ، ترجمه: عبدالعلی نور احراری، بی جا: چاپخانه زوار.

سیفی هروی، سیف بن محمد بن یعقوب الهروی.(1385). تاریخنامه ی هرات، تصحیح: غلام رضا طباطبایی مجد، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ دوم.

عظیمی، محمدعظیم.(1391). جغرافیای انسانی افغانستان، تهران: انتشارات علم و دانش.

فرای، ریچارد نلسون.(1396). تاریخ باستانی ایران، ترجمه: مسعود رجب نیا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم.

فشاهی، محمدرضا.(1354). از گات‌ها تا مشروطیت؛ گزارشی کوتاه از تحولات فکری و اجتماعی در جامعۀ فئودالی ایران، تهران: انتشارات گوتنبرگ، چاپ دوم.

فکری سلجوقی، عبدالرؤوف.(1390). هرات نامه، کابل: مطبعه ی افغان تایمز.

کلیفورد باسورث، ادموند(1388). تاریخ سیستان از آمدن تازیان تا برآمدن دولت صفاریان، ترجمه: حسن انوشه، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم.

محمدی، رضا. مبانی فکر سیاسی امیر علی شیر نوایی، مجموعه مقالات مکتب امنیتی هرات، انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان. شماره اول، 1398: صفحات 75- 87.

نصیری جامی، حسن.(1393). مکتب هرات و شعر فارسی، تهران: انتشارات مولی.

 

 

[1] cultural dialogue

Visited ۱۲ times, ۲۰ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید