بازگشت به روزنامه‌نگاری زرد

0
37

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و نفوذ آن در زندگی ما، میزان انتشار خبرها و گزارش‌های جنجالی، خلاف حقیقت و یا فریب‌آمیز نیز به همان پیمانه زیاد شده است. امروزه با کوتاه شدن مرز میان حقیقت و دروغ، شناسایی واقعیت‌ها بسیار سخت شده و به‌عنوان مصرف‌کنندگان رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی، عملا مورد استفاده ابزاری پیام‌دهندگان بزرگ قرار می‌گیریم. در فرهنگ علوم ارتباطات، کاربرد چنین رویه را «روزنامه‌نگاری زرد» یا جنجالی گفته می‌شود که برخی از اصول حرفه‌ای و اخلاق روزنامه‌نگاری را رعایت نمی‌کند و معمولاً در مورد موضوعاتی مانند رسوایی، تهمت‌های جنسی، دلالی تهمت، شبهه وارد کردن به دیگران و استفاده از موضوعات احساسی، گزارش تهیه می‌کند.

روزنامه‌نگاری زرد در آمریکا و تقریبا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت. این واژه برای اولین بار به صورت تحقیرآمیز به‌کار رفت و به اخباری تولیدی اشاره داشت که توسط ویلیام راندولف هرست و جوزف پولیتزر در رقابت با خوانندگان روزنامه نیویورک در اواخر دهه ۱۸۹۰ منتشر می‌شد.  یعنی آن دسته از روزنامه‌هایی در استفاده از تیترها و تصاویر، از نظر تایپوگرافیک جسور بودند و از همتایان خاکستری و محافظه‌کار خود متفاوت به نظر می‌رسیدند، و با روزنامه‌نگاری عمومی یا مدنی در تضاد کامل قرار داشتند، رسانه‌های زرد یاد می‌شدند. جالب این است که بنیان‌گذاران این سبک این شیوه خبرنگاری باوجود این‌که  به دفاع از رذیلت و فساد و تباهی متهم شدند، این نوع روزنامه‌نگاری را حقیقت‌گو با ماهیت تهاجمی، اما نه منفی می‌دانستند.

ماجرا

علت استفاده از واژه زرد به داستان‌های محبوب کودکان و نوجوانان بر می گردد که آن اسم یکی از قهرمانان این داستان‌ها  به اسم میکی داگان که بسیار هم طرفدار پیدا کرده بود، ‌با اسم زرد نوشته می‌شد. این نوع داستان‌ها روی اوراق یک برگی با کیفیت پایین‌قیمت بسیار ارزان و تیراژ بالا تولید می‌شد. این نشریات ارزش خبری چندانی نداشتند و بیشتر محتوای آن‌ها تفریحی و تفننی بودند. اخبار ارایه شده در آنها پیرامون کودکان، قتل، عروسی و روابط خصوصی افراد معروف، رسوایی‌ها، جرایم شهری و… بود. از نظر پولیتزر و کسانی‌که در اواخر قرن نوزدهم در صنعت روزنامه کار می‌کردند، پوشش خبری جرم یک فرصت طلایی بود. این شکل روزنامه‌نگاری سعی داشت عمیق‌ترین احساسات خوانندگان را درگیر کرده و شکل بازنمایی خشونت باعث همدردی بلادرنگ و نزدیک خوانندگان با قربانیان این جرائم شود. موفقیت این روزنامه در بالا بردن تیراژ روزنامه و فروش مناسب آن بود. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین نشریه‌ای که بنیان روزنامه‌نگاری زرد را از نظر جذب مخاطب و نه محتوای آن پایه‌ریزی کرد، نیویورک سان (New York Sun) بود.

سردبیران توسط خوانندگانشان هدف گلوله قرار می‌گرفتند،و روزنامه‌ها تقریباً به‌طور عادی ناسزا و توهین ردوبدل می‌کردند. این رویه اخیر در پایان قرن نوزدهم به‌طرز چشمگیری توسعه یافته بود. ژورنال و ورلد، برای مثال، همواره مشتاق بودند یکدیگر را متهم، محکوم و تحقیر کنند.

این ژورنال‌ها درباره شورش در کوبا و جنگ اسپانیا–آمریکا داستان‌ها می‌ساختند و موضوع را متفاوت‌ نشان می‌دادند. این داستان‌ها جعلی بودند، ساخته‌شده توسط کارگاهی از سی‌وچند هنرمند و نویسنده، که ویلیام هرست آن‌ها را به کوبا فرستاده بود تا انقلابی را که ظاهراً در کوه‌ها جریان داشت، دراماتیزه کنند. هیچ انقلابی وجود نداشت، و بنابراین خبرنگاران رسانه‌های زرد با وام گرفتن صفت‌ها از یکدیگر، گزارش‌هایی از فجایع خیالی و قهرمانان غیرواقعی ارسال می‌کردند، توصیف‌هایی از نبردهایی که هرگز رخ نداده بودند، داستان‌هایی خیال‌انگیز اما هیجان‌انگیز از افسران اسپانیایی که زندانیان را به کوسه‌ها می‌خوراندند.

وقتی همه چیز دیگر شکست می‌خورد، آن‌ها دختر جذاب کوبایی‌ای را می‌فرستادند که او را متقاعد کرده بودند به شمال سفر کند با داستانی وحشتناک از اینکه چگونه توسط فرمانده نیروهای اسپانیایی—که خبرنگاران هرگز او را ندیده بودند—مورد تجاوز قرار گرفته است. این‌ها نمونه‌ای از نوع محکومیت‌های معمول و سوءبرداشت‌های بی‌دلیل‌اند که به مطبوعات زرد و دست‌اندرکاران آن نسبت داده می‌شود.

یک بار دیگر روزنامه‌نگاری زرد

اما اکنون احساس می‌شود که آن نوع روزنامه‌نگاری دوباره در حال شکل گرفتن است، این‌بار نه تنها در رسانه‌های سنتی،‌ بلکه در شبکه‌های اجتماعی. با وجود گذر زمان طولانی از آن دوره، احساس می‌شود که نبض این روزنامه‌نگاری همچنان می‌تپد و طی سال‌ها و ماه‌های اخیر قدرت بیشتر یافته است. اقتصادی سیاسی برخی رسانه‌های جریان اصلی طوری بر آن‌ها فشار وارد کرده است که با برجسته‌سازی و چارچوب‌سازی‌های خاص، مرز خبر و تبلیغ را بشکنند و دست به فریب ظریفانه افکار عمومی بزنند. برخی از رسانه‌ها در پوشش اخبار جهانی، جنگ و صلح بین‌الملل و موضوع‌های مهاجرت، دنبال دیده‌شدن،‌ زدن رقیب‌ها و کسب شهرت و مطالب هیجان‌انگیز هستند. اما این مهم در شبکه‌های اجتماعی، جسورانه‌تر و افزون‌تر بازتولید می‌شود، طوری‌که شناخت واقعیت از دروغ نسبتا سخت گردیده و مخاطبان عادی و کم‌سواد در برابر موجی از تبلیغات سیاسی رسانه‌ها قرار دارند و شاید هر روز نگران آینده منطقه و جهان هستند.

به عبارت دیگر، در شرایط امروز، روزنامه‌نگاری زرد به‌صورت مدرن و در قالب رسانه‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خبری سریع احیا شده است. مطالعات علمی نشان می‌دهند که اخبار هیجانی و تحریک‌کننده در شبکه‌های اجتماعی سریع‌تر و گسترده‌تر از اخبار واقعی منتشر می‌شوند و مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال به‌طور مستقیم رسانه‌ها را تشویق به انتشار چنین محتواهایی می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهند که حتی رسانه‌های حرفه‌ای تحت فشار رقابت آنلاین از عناصر زرد مانند تیترهای جذاب، داستان‌سرایی احساسی و تمرکز روی جنجال استفاده می‌کنند. به این ترتیب، روزنامه‌نگاری زرد امروز عمدتاً در شکل کلیک‌بیت، اخبار تحریک‌کننده و محتواهای هیجانی احیا شده است.

مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها

این در حالی است که رسانه‌ها «مسئولیت اجتماعی» دارند. نقش نهاد رسانه در هر کشور متمدن این است که اکثریت را راهنمایی و آموزش دهد. وظیفه آن این است که مسائل پیچیده، نکات و رویکردهای اداری را گرفته و تفسیری از آن‌ها را به زبانی ساده برای خوانندگان و بینندگان خود ارائه کند. در صورتی‌که اوضاع اطلاع‌رسانی جهانی چنین ادامه یابد، شاهد شکل‌گیری قطبی‌سازی‌های جدید و قوی میان فرهنگ‌ها، ملت‌ها و مردم جهان در سطح کلان‌تر خواهیم بود.

Visited ۲۵ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید