رسانه‌های هرات؛ از شکوفایی تا بقا در سایه سانسور

0
72

هرات، شهری که روزگاری «پایتخت فرهنگی افغانستان» نامیده می‌شد، پیش از اوت ۲۰۲۱ یکی از پرجنب‌وجوش‌ترین و فعال‌ترین محیط‌های رسانه‌ای کشور بود؛ ولایتی که ده‌ها تلویزیون، رادیو و نشریه مستقل در آن فعالیت می‌کردند و نقش مهمی در توسعه آزادی بیان در حوزه غرب داشتند. امروز اما، آن پویایی به سکوتی سنگین تبدیل شده است؛ سکوتی که نه از اراده جامعه، بلکه از ترس، سرکوب و سانسور روزافزون برخاسته است. 

با سقوط جمهوری و بازگشت نظام حاکم به قدرت، تعطیلی ده‌ها رسانه و موج گسترده مهاجرت خبرنگاران، این ولایت را به محیطی تبدیل کرده که رسانه‌های باقی‌مانده برای بقای فیزیکی خود ناچار به سازگاری با خطوط قرمز نظم مسلط هستند. حالا، بیش از چهار سال پس از ایندگرگونی ساختاری، این پرسش‌های بنیادی مطرح است: رسانه‌های هرات چگونه زیر سایه این نظارت زنده مانده‌اند، تا چه اندازه مستقل هستند و آینده آزادی بیان در این جغرافیا به کدام سو خواهد رفت؟  

عصر جمهوری و هرات رسانه‌ای 

پیش از آگوست ۲۰۲۱، ولایت هرات با داشتن ۵۱ رسانه فعال — شامل تلویزیون، رادیو، روزنامه و پایگاه‌های خبری آنلاین  یکی از غنی‌ترین محیط‌های رسانه‌ای افغانستان بود. در این ولایت  ۵۱ رسانه فعال وجود داشت که خبرنگاران زن بخش مهمی از نیروی کار آن‌ها را تشکیلمی‌دادند. هرات بعد از کابل یکی از مهم‌ترین مراکز رسانه‌ای کشور بود. 

خبرنگاران هرات در آن دوران آزادانه درباره فساد اداری، حقوق زنان، مسائل اجتماعی و سیاسی گزارش می‌دادند. رسانه‌ها از منابع بین‌المللی و تبلیغات تجاری تأمین مالی می‌شدند. 

نقطه تمایز و هویت‌بخش رسانه‌های هرات در آن دوران، حضور چشمگیر و تاثیرگذار زنان خبرنگار، گرداننده و مدیری بود که بخش عمده‌ای از نیروی کار تحریریه‌ها را تشکیل می‌دادند. زنان و دختران هرات نه تنها پشت میکروفون‌های رادیو و در برابر دوربین‌های تلویزیونحضور داشتند، بلکه به عنوان گزارشگران میدانی، خیابان‌ها، محافل سیاسی، سیمینارها و کنفرانس‌های خبری را برای پوشش سخت‌ترین رویدادها درمی‌نوردیدند. از حضور زنان در شگوفایی و رشد تیاتر و سینمای هرات نباید چشم پوشی نمود که هر روز در پردۀ تلویزیون هایهر خانه نمایان می شدند و دلیل شادی و خنده های مردم می شدند. 

سقوط جمهوری و آغاز فروپاشی رسانه‌ای 

با سقوط کابل در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱، آنچه طی دو دهه ساخته شده بود، در چند ماه فروپاشید و وضعیت در هرات به مرز یک انسداد آماری رسید. در ولایت هرات، تنها ۱۸ رسانه از ۵۱ رسانه قبلی به کار ادامه دادند – یعنی ۶۵ درصد رسانه‌های این مرز و بوم،  در چند ماه تعطیلشدند. تعداد خبرنگاران زن ۹۴ درصد کاهش یافت و هم‌زمان با خانه‌نشین شدن دو سوم خبرنگاران حوزه غرب، سهمگین‌ترین ضربه ساختاری متوجه زنان خبرنگار در هرات شد.  

در سراسر افغانستان، ۴۳ درصد رسانه‌ها در عرض سه ماه تعطیل شدند. از ۱۲,۰۰۰ خبرنگار فعال، بیش از دو سوم حرفه خود را ترک کردند و هشت نفر از هر ده خبرنگار زن مجبور به توقف کار شدند. سرعت و ابعاد این عقب‌گرد تاریخی در هرات به حدی شدید بود که حتیاز میانگین فاجعه‌بار کل کشور نیز فراتر رفت. 

خبرنگاران هرات؛ میان سکوت، مهاجرت و بازداشت 

موج اول تخلیه پس از آگوست ۲۰۲۱، اتاق‌های خبر این ولایت را از وجود سردبیران، مدیرمسئولان و روزنامه‌نگاران زبده تهی کرد؛ کادرهایی که از هراس ناامنی و خطر به کشورهای همسایه (به‌ویژه ایران و پاکستان) یا کشورهای غربی پناه بردند. در این میان، بخش بزرگی از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای زن ناچار به تغییر مداوم مکان و هویت خود شده و در خفا به زندگی ادامه دادند، در حالی که معدود فعالان باقی‌مانده که درصدد انعکاس صدای شهروندان بودند، با تهدیدهای امنیتی فزاینده مواجه شده و در نهایت راه مهاجرت اجباری را پیش گرفتند. اعمال خطوط قرمز از سوی دستگاه سلطه بر رسانه‌های باقی‌مانده به حدی تشدید شد که در دفاتر تلویزیون‌های محلی، جریان تولید خبر به طور مستقیم  مهندسی می‌شدند؛ روندی که در نهایت به سقوط و تعطیلی خودخواسته‌ این رسانه‌ها منجر شد. 

از ۲۰۲۱ تا کنون، صدها خبرنگار در سراسر افغانستان بازداشت یا زندانی شده‌اند. همین‌گونه در هرات نیز تعداد زیادی بازداشت شده اند و شماری هم سپس رها شده اند. این درحالی است که بعضی آنان در فضای مجازی انعکاس یافته و شماری هم از قلم افتاده اند. 

مرکز خبرنگاران افغانستان (AFJC) صدها مورد نقض آزادی رسانه‌ای را در سال گذشته ثبت کرده است.  از جمله ده‌ها مورد تهدید و چندین مورد بازداشت خبرنگاران توسط این نهاد اعلام شده است. تهدید و بازجوایی پیاپی آنان باعث شده است که خیلی خبرنگاران ترک مسلکنمایند؛ آن که روزی خبرنگار بود، امروز راننده تاکسی است؛ گوینده‌ای که پشت میکروفون بود، حالاخانه‌نشین شده است؛ ژورنالیستی که روزگاری خبر می‌نوشت، امروز کنار جاده با «چرخ میوه» روزگار می‌چرخاند. و آن‌هایی که به پاکستان و ایران پناه برده‌اند، در تبعیدیبی‌سرانجام، نه آینده‌ای در پیش دارند و نه امیدی برای بازگشت. 

زنان؛ قربانیان اصلی محدودیت‌های رسانه‌ای 

بیشترین پیامد سقوط جمهوری، بر زندگی زنان در کشور بوده است. زنان خبرنگار در هرات نیز از این وضعیت مستثنا نبوده اند.  

یک مدیرمسئول و مالک رسانه در هرات که نمی‌خواهد نامش افشا شود، می‌گوید که  اگرچه دفترش کارمند زن دارد، اما آن‌ها نمی‌توانند با فراد و یا مقام‌های گروه حاکم صحبت کنند یا از مردم در خیابان مصاحبه بگیرند. خبرنگاران زن باید با رعایت حجاب کامل؛ کار حرفه‌ای شان را پیش ببرند. آنها به پوشیدن  ماسک و روسری،  دستکش ملزم هستند. آنها حق معاشرت با مردان نامحرم را ندارند و حضورشان محدود به همان برنامه است و نمی‌توانند همه برنامه‌ها را اجرا کنند». البته زنانی هم هستند که پنهانی از خانه کار می‌کنند، بدون این‌که نامشان مطرح و یا چهره شان دیده شود. 

رسانه‌هایی که ماندند  

۱۸ رسانه‌ی که در هرات به فعالیت خود ادامه دادند، این مسیر را نه از سر اختیار، بلکه از سر ناچاری و با پرداخت بهایی سنگین طی کرده‌اند. در کنار محدودیت‌های اعمال شده، بزرگ‌ترین چالش این رسانه‌ها، مسئله بقای اقتصادی بود. رسانه‌های هرات که برای دو دهه با کمک‌های مالی بین‌المللی و پروژه‌های توسعه‌ای خارجی دوام آورده بودند، با قطع ناگهانی این منابع به شدت آسیب دیدند. از سوی دیگر، با رکود اقتصادی بازار و شهرک صنعتی، درآمدهای تبلیغاتی به نزدیک صفر رسید و در مقابل، هزینه‌های عملیاتی مثل مالیات، برق و تجهیزات بالا رفت.  

در حال حاضر، منابع عایداتی رسانه‌های این ولایت عبارت از تبلیغات محلی، حمایت تاجران، بودجه شخصی مالکان و کمک‌های محدود برخی نهادهای بین‌المللی است. نتیجه این وضعیت مالی وخیم، خود را در کاهش شدید درآمدها، اخراج دسته‌جمعی کارمندان فنی و خبرنگاران، و افت ملموس کیفیت و حجم تولید محتوا نشان داده است. اما فراتر از فقر اقتصادی، فقر آزادی است که بر این اتاق‌های خبر سایه انداخته؛ جایی که خودسانسوری به قانون اصلی و نانوشته بقا تبدیل شده است. خبرنگاران باقی‌مانده در هرات حالا دقیقاً می‌دانند چه چیزی را بنویسند، از چه واژه‌هاییاستفاده نکنند و چگونه از روی خطوط قرمز نامرئی عبور کنند. این مهارت در سانسور، از قوانین مدون سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه حاصل یک تجربه تلخ است؛ آن‌ها هر روز همکاران و دوستان خود را می‌بینند که تنها به خاطر نوشتن یک کلمه اشتباه یا بازتاب یک گزارش انتقادی، بازداشت و یا تهدیدمی‌شوند. رسانه‌های باقی‌مانده در هرات زنده هستند، اما این زنده‌ماندن بیشتر به تلاش یک زندانی برای تنفس در یک اتاق کم‌اکسیژن شبیه است. 

نقش رسانه‌های هرات در جامعه امروز 

در شرایط کنونی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا این رسانه‌ها هنوز هم می‌توانند نقش نظارتی خود را در جامعه حفظ کنند؟ آیا توان افشای فساد یا نمایندگی از خواسته‌ها و رنج‌های واقعی مردم را دارند، یا اینکه صرفاً به بلندگوی تبلیغاتی دستگاه حاکم تبدیل شده اند؟  

در پاسخ می‌توان گفت نفسِ حضور، بقا و فعال بودن این ۱۸ رسانه در هرات — حتی اگر فعالیت‌شان در شرایط فعلی نمادین یا محدود باشد — مایه امیدواری و یک غنیمت بزرگ است. درست است که امروز زیر آوار سانسور و فضای تک ساحتی اطلاع‌رسانی، این رسانه‌هانمی‌توانند به صورت مستقل و آزاد صدای مردم شهر و کشور خود باشند، اما نباید فراموش کرد که این دفاتر، فرستنده‌ها و کادرهای باقی‌مانده، ظرفیت‌های زنده و ارزشمندی هستند که حفظ‌‌‌شان حیاتی است. این زیرساخت‌های رسانه‌ای و انسانی مایه امید برای مردمی است کهمی‌خواهند صدای شان بلند شود؛ بودن‌شان غنیمت است چرا که با تغییر کوچک‌ترین معادلات سیاسی، همین رسانه‌های تحت حصر می‌توانند فوراً به جایگاه اصلی خود بازگشته و بار دیگر به بلندگوی رسا، شجاع و بی‌واسطه صدای مردم افغانستان تبدیل شوند. 

آینده رسانه‌ها در هرات 

تصویر آینده رسانه‌ها در هرات را باید در بستر تاریک‌تر و در ابعاد کل کشور سنجید؛ جایی که صدها رسانه از سال ۲۰۲۱ تا کنون به طور کامل تعطیل شده‌اند. در غیاب یک چارچوب حقوقی مؤثر و قانونی برای حمایت از آزادی بیان، امکان اعمال کنترل و محدودیت‌های گستردهبر فعالیت رسانه‌ای کاملاً باز است. چنان‌چه تنها در سال ۲۰۲۴،  حداقل ۱۲ رسانه  در سراسر افغانستان تعطیل شدند؛ رسانه‌های باقی مانده در یک تعادل فوق‌العاده شکننده به‌سر می‌برند.  

با این حال، بر اساس سال‌ها تجربه روزنامه‌نگاری و تحلیل رفتار سیاسی موجود، می‌توان سه سناریوی محتمل را برای آینده رسانه‌ها در هرات پیش‌بینی کرد. سناریوی اول، ادامه وضع موجود است؛ یعنی تداوم همین تعادل شکننده اقتصادی و سانسور که در آن رسانه‌ها نه کاملاًمی‌میرند و نه اجازه نفس کشیدنِ آزاد دارند. سناریوی دوم، اعمال محدودیت‌های بیشتر و تعطیلی رسانه‌های باقی‌مانده است. اما سناریوی سوم، باز شدن نسبی فضا است؛ احتمالی که تحقق آن تنها به فشارهای واقعی جامعه بین‌المللی، مشروط شدن کمک‌های بشردوستانه و چانه‌زنی‌های سیاسی بستگی دارد. 

حرف آخر 

ولایت هرات روزگاری یکی از آزادترین، پویاترین و غنی‌ترین فضاهای رسانه‌ای افغانستان را تجربه می‌کرد. امروز اما آن ساختار پرجنب‌وجوش به بیابانی از سانسور و سکوت تبدیل شده است؛ بسیاری از خبرنگاران زبده راهی غربت و مهاجرت شده‌اند، تعداد زیادی سکوت اختیار کرده‌اند و آن‌هاییکه مانده‌اند، هر روز در سایه ترس و سانسور نفس می‌کشند. آمارها نشان می‌دهند که آزادی رسانه‌ها در سراسر افغانستان به شدت سقوط کرده است، اما پشت این ارقام و آمارهای خشک، انسان‌های واقعی حضور دارند؛ خبرنگاران، گویندگان و فعالانی که هنوز از پشت پنجره‌های بسته خانه‌هایشان،تلاش می‌کنند صدای مردم را زنده نگه دارند. اکنون پرسش اصلی و حیاتی برای جامعه بین‌المللی و نهادهای مدافع حقوق بشر این است: آیا آزادی بیان در افغانستان فقط موضوعی برای صادر کردن بیانیه‌های تکراریِ محکومیت است، یا سرانجام روزی برای آن اقدام عملی صورت خواهد گرفت؟  

نویسنده: نف – ارسالی به رسانه پل‌سرخ 

یادداشت: مطالب منتشر شده، لزوما بیان‌گر دیدگاه و مواضع رسانه‌ پل‌سرخ نیست.  

Visited ۲۵ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید