بسترهای مدرن انقلاب

0
46

تقریباً بخش مهمی از زندگی ما در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد. ما حداقل در یکی از این سه موقعیت در شبکه‌های مجازی قرار داریم: یا کاربران فعال هستیم و محتوا تولید می‌کنیم، یا مصرف‌کنندگان منفعل هستیم و فقط محتوای دیگران را مصرف می‌کنیم، و یا این‌که استفاده‌کنندگان باهوش هستیم و از فرصت‌های شبکه‌های مجازی به‌نحو مطلوب بهره‌مند می‌شویم.

این در حالی است که آمار نارضایتی از شبکه‌های مجازی در زندگی ما بیشتر است و اغلب در گفت‌وگوهای روزمره با انتقاد جدی از خودمان، ناراحتی و خستگی‌مان نسبت به شبکه‌های مجازی چون فیسبوک، اینستاگرام، تیک‌تاک و… را بیان می‌کنیم.

اما به‌راستی با خود چقدر اندیشیده‌ایم که شبکه‌های اجتماعی در کنار سرگرم کردن ما، فرصت‌های فعالیت‌های گروهی و جمعی را نیز فراهم می‌کنند و می‌توانند به بسترهای خوبی برای احیا، تقویت و توسعه‌ی فضای مدنی تبدیل شوند و در نهایت امکان اعتراض‌های مدنی را فراهم کنند.

اگر به این مسئله دقیق نگاه کنیم، فضای مجازی بستر مناسبی برای فعالیت‌های مدنی و مقابله با تبعیض، افراطیت و بی‌عدالتی است. در برخی از کشورهای جهان، مردم توانسته‌اند در فضای مجازی «حوزه‌ی عمومی» تشکیل دهند و در راستای تغییر اجتماعی و سیاسی قد بردارند. نمونه‌ی آن کشورهای عربی است.

خوب است که برای فهم موضوع، انقلاب‌های کشورهای عربی را کمی باز کنیم و از نقش و تأثیر این شبکه‌ها در انقلاب‌های کشورهای مصر، تونس و لیبیا یاد کنیم.

انقلاب‌هایی که در بستر شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در کشورهای عربی مانند مصر و تونس شکل گرفتند، از جمله مهم‌ترین انقلاب‌ها در نوع خود در تاریخ زندگی بشر به‌شمار می‌روند. مانوئل کاستلز، از جمله دانشمندان حوزه‌ی ارتباطات و اطلاعات است که بهار عرب را به‌شکل عمیق و علمی مطالعه کرده است. او در اثرش تحت عنوان «شبکه‌های خشم و امید» به این موضوع پرداخته است.

به گفته‌ی او، انقلاب تونس در نامحتمل‌ترین جای ممکن آغاز شد؛ سیدی‌بوزید، شهری کوچک با ۴۰ هزار سکنه در یکی از مناطق مرکزی فقیرنشین کشور تونس، منبع و نقطه‌ی آغاز این انقلاب بود. نام محمد بوعزیزی، جوان ۲۶ساله‌ای که در خیابان دست‌فروشی می‌کرد، اکنون به‌عنوان کسی که سرنوشت جهان عرب را تغییر داد، در تاریخ ماندگار شده است. خودسوزی او در ساعت یازده‌ونیم صبح ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ در مقابل یک ساختمان دولتی، آخرین فریاد اعتراض او علیه تحقیر ناشی از مصادره‌ی مکرر بساط میوه و سبزی‌فروشی‌اش توسط پلیس محلی، به دلیل امتناع او از پرداخت رشوه، بود. این معترض در سوم ژانویه‌ی ۲۰۱۱ در بیمارستان شهر تونس درگذشت.

پیام خودسوزی در فضای مجازی

محمد بوعزیزی پس از آن‌که خود را به آتش کشید، صدها جوان که تجربیات مشابهی از تحقیر توسط مقامات دولتی داشتند، دست به اعتراض زدند. علی، پسرکاکای محمد، از این اعتراض فیلم گرفت و آن را در اینترنت پخش کرد. پس از آن‌که فیلم‌های اعتراض در شبکه‌های اجتماعی تونس نشر و پخش شد، احساسات مردم نسبت به بی‌عدالتی‌ها برانگیخته شد. چند روز بعد، راه‌پیمایی‌های خودجوش آغاز شد.

اوایل ژانویه، علی‌رغم سرکوب پلیس و کشته شدن ۱۴۷ نفر و زخمی شدن صدها تن، معترضان تونسی خود را به پایتخت رساندند و در خیابان‌ها به اعتراض ادامه دادند. ویدئوهای آن‌ها از طریق اینترنت در سراسر جهان نشر می‌شد. کاستلز در این زمینه چنین نگاشته است: «اتصال بین ارتباطات آزاد در فیس‌بوک، یوتیوب و توییتر با اشغال فضای شهر، یک فضای عمومی دورگه برای آزادی ایجاد کرد که تبدیل به ویژگی اصلی خیزش تونس شد و خبر از جنبش‌هایی می‌داد که در دیگر کشورها آغاز خواهند شد.»

در سال ۲۰۱۱، کاروان آزادی خواهان استعفای حکومت موقت محمد غنوشی شد. این حکومت از لحاظ سیاست و پرسونل، ادامه‌ی حکومت بن‌علی بود. معترضان برای رسیدن به این هدف در میدان کَسْبَه گردهم آمدند؛ چادر زدند، هم‌اندیشگاه دائمی راه‌اندازی کردند، بحث‌های پرشور سیاسی و مدنی را تا پاسی از شب مطرح کردند، از خود فیلم می‌گرفتند و در اینترنت پخش می‌کردند. دیوارهای اطراف میدان پوشیده از شعارهایی به زبان عربی، فرانسوی و انگلیسی بود؛ زیرا جنبش می‌خواست برای بیان آرمان‌هایش با جهان بیرون در ارتباط باشد.

سرانجام، آن‌ها توانستند سیستم سیاسی کشور تونس را تغییر دهند و به‌نحوی به دموکراسی نزدیک شوند. بن‌علی و خانواده‌اش که از حمایت فرانسه ناامید شده بودند، در تاریخ ۱۴ ژانویه‌ی ۲۰۱۱ به عربستان سعودی پناهنده شدند. این تحرکات باعث شد که معترضان تشویق شوند و خواهان حذف همه‌ی سران حکومت، آزادی سیاسی و آزادی مطبوعات، درخواست انتخابات دموکراتیک و قانون انتخاباتی جدید شوند.

با این وصف، نتیجه‌ی انقلاب در تونس تا حد زیادی به نفع جمعیت‌های معترض و خشمگین رقم خورد. معترضان در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱ به نقطه‌ی عطف برگزاری انتخابات سالم و آزاد دست یافتند. در این انتخابات، حزب النهضه که ائتلافی اسلام‌گرای میانه‌رو است، با کسب ۴۰ درصد آرا و تصاحب ۸۹ کرسی از ۲۱۷ کرسی مجلس مؤسسان قانون اساسی، به نیروی سیاسی رهبری‌کننده‌ی کشور تبدیل شد. راشد الغنوشی که روشنفکری سیاسی، اسلام‌گرا، باتجربه و کهنه‌کار بود، نخست‌وزیر شد. کاستلز این انقلاب را «انقلاب آزادی و کرامت» عنوان می‌کند.

فضای جریان‌ها و مکان‌ها و نقش رسانه‌ها

مانوئل کاستلز در فهم بهار عرب از نظریه‌ی «فضای جریان‌ها و فضای مکان‌ها» استفاده می‌کند. منظور از فضای جریان‌ها و فضای مکان‌ها، دوفضایی‌شدن زندگی انسان‌ها در عصر شبکه‌های مجازی است. اما این دوفضایی‌شدن در زمان‌هایی که اعتراض به‌وجود می‌آید، شدیدتر و نمایان‌تر می‌شود.

یکی محیط واقعی است که ما در آن زندگی می‌کنیم و به آن «فضای مکان‌ها» گفته می‌شود، و دیگری فضای مجازی است که افکارمان را با دیگران و با انبوهی از مخاطبان شریک می‌کنیم و به آن «فضای جریان‌ها» گفته می‌شود. در کشورهای عربی، مکان‌ها جایش را به جریان‌ها داده بود. به‌عبارت دیگر، فضای اصلی مقاومت در اینترنت شکل گرفت، زیرا اشکال سنتی اعتراض با حداکثر درنده‌خویی پلیس مواجه می‌شدند. فراخوان‌ها از طریق فیس‌بوک ارسال می‌شدند، در یوتیوب به‌شکل زنده نشر می‌شدند، ۸۰ درصد جوانان به اینترنت دسترسی داشتند و توییتر نقش بسیار برجسته‌ای ایفا می‌کرد.

کاستلز نقش رسانه‌های جریان اصلی که در خارج از تونس فعالیت داشتند را نیز در شکل‌گیری این انقلاب برجسته می‌داند. به باور او، شبکه‌ی اینترنت و شبکه‌ی الجزیره در انگیزش، تشدید و هماهنگ‌سازی شورش‌های خودجوش، به‌مثابه‌ی نوعی ابزار خشم، به‌ویژه در میان جوانان، برجسته به نظر می‌رسیدند. اتصال میان رسانه‌های اجتماعی اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی مردم و رسانه‌های جریان اصلی ممکن شده بود. دلیل این اتصال، وجود قلمرو اشغال‌شده‌ای بود که فضای عمومی جدید را در تعامل پویایی میان فضای سایبری و فضای شهری برقرار نگه داشته بود.

اما در مجموع، پیش‌شرط وقوع این شورش‌ها وجود نوعی فرهنگ اینترنتی بود که از وبلاگ‌نویسان، شبکه‌های اجتماعی و فعالیت‌های سایبری تشکیل می‌شد. به گفته‌ی این اندیشمند، رابطه‌ی هم‌زیستی میان خبرنگاران شهروندیِ مجهز به تلفن همراه که تصاویر و اطلاعات را در یوتیوب بارگذاری می‌کردند از یک‌سو، و شبکه‌ی الجزیره که از آن‌ها استفاده و پخش می‌کرد از سوی دیگر، بیش از همه قابل توجه و تأثیرگذار بود.

اگر انقلاب تونس را از منظر جامعه‌شناسی تحلیل کنیم، سه عامل اساسی در این انقلاب نقش داشتند که عبارت‌اند از: تحصیل‌کرده‌ها، فعالیت سایبری و دسترسی. کاستلز این سه عنصر را تلاقی معنادار سه ویژگی مجزای این انقلاب می‌داند. به گفته‌ی او، در تونس شاهد تلاقی معنادار سه ویژگی مجزا هستیم:
۱. وجود گروهی فعال از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بیکار که شورش را رهبری می‌کردند و هرگونه رهبری رسمی و سنتی را نادیده می‌انگاشتند و دور می‌زدند؛
۲. وجود فرهنگ فعالیت سایبری نیرومندی که از بیش از یک دهه پیش وارد فرایند نقد آشکار رژیم شده بود؛
۳. نرخ نسبتاً بالای گسترش کاربرد اینترنت، شامل اتصالات خانگی، مدارس و کافی‌نت‌ها.

جمع‌بندی

تجربه‌ی انقلاب‌های تونس و مصر و حضور پرشور مردم از طریق فضای مجازی، و به‌ویژه فشار بر حاکمان، نشان می‌دهد که در عصر امروز، شبکه‌های اجتماعی قدرت اجتناب‌ناپذیری برای از هم گسیختن نظم سیاسی، شکل‌گیری اعتراض‌های میلیونی و به‌وجود آمدن انقلاب‌های اجتماعی و سیاسی دارند که بشر آن را در جای جای زمین تجربه کرده است و این تجربه در حال تکرار است.

تبدیل فضای مکان‌ها به فضای جریان‌ها در عصر شبکه‌های مجازی، به‌ویژه برای حضور افراد معترض، یک جرقه، پیگیری و احساس ملی می‌طلبد. در جوامعی که فقر، بی‌عدالتی و استبدادهای سیاسی روزافزون و غیرقابل تحمل شود و مردم به ستوه آیند، آن جوامع به‌صورت بالقوه آماده انقلاب هستند.

اما در عصر امروز، آن انقلاب‌های کلاسیک رنگ باخته است و این مردم و جریان‌سازهای دنیای مجازی هستند که از دنیای واقعی ریشه می‌گیرند و این دو فضا را باهم ترکیب می‌کنند. به‌عبارت دیگر، در زمانه ما دیگر کمتر شاهد کودتا و انقلاب‌های سیاسی میان پادشاهان خواهیم بود، بلکه این مردم خواهند بود که قدرت‌ها را به‌چالش می‌کشند. اکنون بسترهای انقلاب‌های سیاسی مدرن شده است و بازیگران جدید در حال شکل‌گیری هستند.

Visited ۱۲ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید