من آنم که در پای خوکان نریزم؛ جدال بر سر «فارسی» در فضای مجازی

0
132

این روزها بحث‌ها و گفت‌وگوهای نسبتاً حساس در حول و حوش زبان فارسی در میان کاربران نام‌آشنای افغانستانی در فضای مجازی شکل گرفته است. ریشه این رویارویی‌ها به این برمی‌گردد که آیا زبان فارسی یک خانواده زبانی است یا یک زبان با لهجه‌های متفاوت در سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان. این بحث‌ها زمانی به‌طور جدی شروع شد که بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی صفحه‌ای ویژه به‌نام «بی‌بی‌سی دری» ایجاد کرد و در آن گزارش‌ها و خبرهای مرتبط با افغانستان و منطقه را منتشر می‌کند. این اقدام بی‌بی‌سی موجی از واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده از سوی کاربران افغانستانی و ایرانی در فضای مجازی به‌همراه داشت.

در همین حال، شماری از چهره‌های فرهنگی افغانستان در بیرون از کشور به این موضوع از ابعاد گوناگون پرداخته و مسأله را کمی بحث‌برانگیزتر ساخته‌اند یعقوب یسنا چندی پیش در یادداشتی نوشت که فارسی در زبان‌شناسی امروز نام یک مجموعه زبانی است، نه یک زبان واحد. آنچه امروز فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو نامیده می‌شود، در حقیقت زبان‌هایی متفاوت‌اند و مردم امروز هیچ‌یک از این زبان‌های قدیم را نمی‌فهمند. وی با تکیه بر همین منطق توضیح داده است که سه شاخه امروزین این خانواده، فارسی در ایران، دری در افغانستان و تاجیکی در تاجیکستان، تفاوت‌هایی دارند که از سطح لهجه فراتر می‌روند و این تفاوت‌ها هویت‌های زبانی متمایزی را شکل داده‌اند.

یسنا در ادامه همین موضع‌گیری از چارچوب حقوقی–دیپلوماتیک نام زبان افغانستان در مناسبات بین‌المللی یادآور شده و می‌گوید: «در حال حاضر، نام فارسی در نهادهای بین‌المللی، از جمله سازمان‌های فرهنگی، دانشگاهی و آرشیوی، به‌صورت غالب و پیش‌فرض با ایران شناسایی می‌شود».

وی در ادامه می‌افزاید، در چنین شرایطی، استفاده رسمی افغانستان از نام «فارسی» در مناسبات بین‌المللی بدون تصریح حقوقی روشن موجب ابهام دیپلوماتیک می‌شود. به‌گفته او، برای تثبیت جایگاه افغانستان به‌عنوان شریک برابر در میراث زبانی مشترک، لازم است این کشور در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی از نام «دَری» یا «پارسی دری» به‌عنوان نام رسمی زبان خود استفاده کند.

اما محمدکاظم کاظمی، این نوع برخورد را دوقطبی‌سازی زبان فارسی و اسباب ایجاد کدورت دانسته و نگرانی خود را نسبت به شکل‌گیری فضای دوقطبی مرتبط با زبان فارسی ابراز کرده است.

وی تأکید کرده است: «برای من هر دو نام برای این زبان محترم و معتبر است. ما حق داریم هر یک از این دو نام را برای این زبان استفاده کنیم و نباید این‌ها را دو زبان پنداریم. اگر قرار باشد «دری» نامیدن و «فارسی» نامیدن این زبان یک سیاست «یک بام و دو هوا» دانسته شود، پس این سخن را در مورد ناصرخسرو هم می‌توان گفت که یک‌جا در سفرنامه‌اش این زبان را فارسی می‌نامد و در آن قصیده‌اش آن را «قیمتی در لفظ دری» می‌داند. در مورد حافظ هم می‌توان گفت که یک بار می‌گوید «که لطف طبع و سخن‌گفتن دری داند» و یک بار از «قند پارسی که به بنگاله می‌رود» سخن می‌گوید».

کاظمی در ادامه به برخورد سیاسی بی‌بی‌سی چنین می‌نویسد: «این رسانه با ایجاد دو صفحهٔ موازی هم با عین محتوا، تصور جدایی زبان‌ها را دامن زده بود. این چیزی است که من با آن مشکل دارم و نام «دری» به تنهایی برای من مسئله‌ای ندارد. اگر بی‌بی‌سی کل صفحهٔ خود را «دری» نام می‌گذاشت، من مشکلی نداشتم و حتی شاید از جهتی برایم خوشایند می‌بود که بالاخره نامی که در ایران کمابیش متروک شده است، هم زنده می‌شود. مشکل من القای دوگانگی زبان با این حرکت است».

سیدرضا محمدی، شاعر نام‌آشنای افغانستانی در لندن، کوبیدن بر طبل جدایی فارسی و دری را خلاف واقعیت امروز افغانستان و در عین حال بی‌فایده و گل‌آلود کردن آب به نفع رژیم حاکم و تضعیف هم‌سبتگی اجتماعی دانسته است.

وی گفته است که خودکشی دسته‌جمعی به‌دلیل فقر، گرسنگی بیست‌وهشت میلیون نفر با گواهی سازمان ملل، نابودی هنر و فرهنگ و موسیقی و محرومیت میلیون‌ها دختر از مکتب و افراطی شدن میلیون‌ها پسر در مدارس، واقعیت فاجعه‌بار امروز افغانستان است.

وی تأکید کرده است: «یک‌کم واقع‌بین باشیم، فکر کنیم همین مسیر به کجا می‌رسد. راه‌های برانداختن این ستم و این ضحاک چیست؟ دری و فارسی، واقعیت نیست. زبان ما را در دوره‌های محمود خانی و هاشم‌خانی قطع نکردند، حالا غیرممکن است».

اما نصیر آرین، استاد مهمان در دانشگاه پنسیلوانیا، بحث در این مورد را از صلاحیت کسانی می‌داند که «زبان‌شناس» باشند و قطبی‌سازی زبان فارسی را کسب شهرت و سود و به‌قول خودش «دکانداری» می‌داند. وی می‌نویسد: «نام این زبان فارسی است و کلمهٔ دری صفتی برای این زبان است. نشاندن صفت به‌جای اسم یا شاعرانه است یا غرض‌ورزانه».

داود عرفان، نویسنده و دکترای علوم سیاسی، تقسیم‌بندی زبان فارسی به زبان جداگانه را «کارگاه سبدسازی» خوانده است. وی در یادداشتی می‌نویسد: «فرهنگ جغرافیای سیاسی ندارد که بتوان خط‌کش برداشت و آن را تقسیم کرد و سبد برداشت و تخم‌مرغ خود را در آن نهاد. هیچ زبانی در جهان بر اساس جغرافیا تقسیم‌بندی نشده است. بر فرض محال اگر فارسی را زبان ایران، دری را زبان افغانستان و تاجیکی را زبان تاجیکستان بدانیم، گویشوران زبان فارسی در ازبکستان و شبه‌قاره را چه می‌توان نامید؟».

به گفتهٔ او، با چنین طرحی، مولانا در زبان فارسی قرار می‌گیرد و متعلق به ایران می‌شود و در سویی دیگر افغانستان چهره‌های شاخصی باقی نمی‌ماند.

این در حالی است که جاوید فرهاد، زبان پارسی را هویت تمدنی و فرهنگی پارسی‌زبانان می‌داند. وی با اشاره به این مصرع ناصر خسرو «من آنم که در پای خوکان نریزم»، دری را گونه‌ای از گویش شیرین زبان پارسی می‌داند و این گفت‌وگوهای بی‌پایان فیسبوکی را «نبرد بر سر بدیهیات و هیاهویی برای هیچ» عنوان می‌کند.

او به این نظر است که بهتر است آنانی که دل‌بستهٔ کاربرد دری به‌جای پارسی هستند، از همان اصطلاح «پارسیِ دری» بهره ببرند تا نام دیگری از زبان پارسی هم از حافظهٔ فرهنگی ما نرود و حق واژهٔ دری هم به‌گونه‌ای ادا شود.

رهنوش. خ.

Visited ۴۰ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید