تماشاگران مرگ

0
295

وقتی در رسانه‌ها خواندم «حدود ۸۰ هزار نفر برای تماشای صحنه‌ی اعدام به ورزشگاهی در ولایت خوست جمع‌ شده اند»، وحشت و اندوه وجودم را فرا گرفت. چطور ممکن است ده‌ها هزار نفر برای تماشای «چگونه مردن» یک انسان تجمع کنند و صحنه‌های «جان دادن» او را به‌شکل جمعی ببینند. از تصور آدمی بالا است، اما واقعیت دارد. اندکی بعد به این فکر کردم چرا جامعه‌ای ما به تماشای خشونت می‌روند؟ پیامدهای تماشای جمعی صحنه اعدام چیست؟ و ده‌ها پرسش‌ دیگر.

در این نوشتار، کوتاه به این مسایل می‌پردازیم.

زمینه

در نخست باید یادآورشوم که «تماشای جمعی خشونت عریان در خوست» فقط یک رویداد اجتماعی، جنایی یا سنتی نیست، بل یک تصویر روشن از لایه‌های پیچیده، مهندسی قدرت و ظهور بحران اجتماعی در افغانستان است که در ولایت خوست اتفاق افتاده است.

«سیاست نمایشی» مبنی بر تلفیق خشونت و سنت اجتماعی/دینی توسط نظام حاکم را می‌توان یک رخ مهم سکه‌ی این داستان تلخ دانست، اما «حضور انبوه» برای تماشای مجازات بدن، رخ مهم‌تر سکه است که رابطه‌ی جامعه، فرهنگ و خشونت را در سرزمین ما روشن می‌کند.

این حرکت که در نوع خودش بسیار «اندوه‌بار» است، در زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای مدنی و حقوقی کشور فلج شده است و مردم اجرای عدالت را در نمایش واقعی اجتماعی «شکنجه‌ی دیگری» به‌چشم سر می‌بینند؛ عدالت که کارکرد و جایگاه اصلی و طبیعی اش را از دست داده و با عناصری چون ترس، شکنجه ‌و قدرت گره خورده است. البته این امر ریشه در میراث درازدامن جنگ در کشور ما نیز دارد که باعث سقوط مرزهای اخلاقی و حساسیت به خشونت شده است. به‌هر روی تماشای انبوه صحنه مرگ انسان، پیامدها و تبعات زیادی دارد که به‌زعم خویش چند نمونه آن‌را در این‌جا با خوانندگان شریک می‌کنم.

سقوط اخلاقی

نخستین پیامد ویرانگر اعدام در ملا عام و تماشای جمعی آن، کاهش و زوال ارزش‌های اخلاقی و انسانی است. تکرار باعث کاهش تاثیرگذاری می‌شود و حضور فیزیکی در این صحنه‌ها، کم‌کم درد و رنج دیگری را نیز در قلب و احساس ما کم می‌کند. جامعه هرچه با خشونت و رنج عجین‌تر باشد، احساس همدلی و مهربانی اش کمتر می‌شود. کسانی‌که لحظه‌های اعدام را می‌بینند، مردن و کشتن انسان‌ها برای‌شان عادی‌تر می‌شود و از نظر اخلاقی به این ارزش‌ها بی‌باور می‌گردند.

آینده‌ی خشونت‌بار

تماشای این صحنه‌ها، پیامدهای بدتری دیگری هم دارد؛ و آن بازتولید خشونت در جامعه است. بدون شک از میان هشتاد هزار نفر خوستی، هزاران تن آنان جوانان و نوجوانان همان ولایت نیز بوده اند که عملا صحنه کشتن یک انسان را مشاهده کرده اند. طبق مطالعات، کودکانی که اعدام می‌بینند، تصویری از جهان می‌سازند که در آن «قتل» یک رفتار قابل‌مشاهده و قابل‌پذیرش است. طبق این دیدگاه، اعدام را یک امر اخلاقی، معقول و مناسب برای تنبیه یا اصلاح می‌دانند و در آینده دست به‌همین اقدام‌ها می‌زنند. این دقیقا به‌معنای ایجاد آینده‌ه‌ی خشونت‌بار و کاشت بذر خشونت برای نسل بعدی.

مشروعیت‌بخشی خشونت

خشونت در تمامی سطوح آن یک امر قبیح است. اما وقتی بدن انسان به ابژه‌ی برای تماشای مردم تبدیل می‌شود، این به‌معنای بی‌احترامی به کرامت و جایگاه  انسان است.  اما این کار یک پیامد خیلی ناگوار دیگر نیز دارد؛ و آن از بین رفتن اعتراض و مقاومت مردم در برابر خشونت و همذات‌پنداری جامعه با خشونت است. جامعه‌ی که با خشونت و مرگ هم‌ذات‌پنداری می‌کند، محتوم به شکست و نابودی فرهنگی و اجتماعی است. در چنین جامعه آزادی خاموش و کرامت انسانی زیر پا می‌شود.

 

Visited ۸۱ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید