شبکه‌های اجتماعی افغانستان: بازتاب فقر ساختاری، مردسالاری و ضعف سواد رسانه‌ای

0
300

اشاره

فضای مجازی یا رسانه‌های دیجیتال به علاوه این‌که ابزار ارتباطی اند، عرصه‌ای برای تخلیه هیاجانات و انعکاس شکاف‌های ساختاری نیز هستند. افغانستان یکی از جوامعی است که مردم آن تحت تاثیر خشونت‌های سیاسیِ مداوم و فقر ریشه‌دار، در شبکه‌های اجتماعی حضور پررنگ دارد. در این مقاله به تحلیل جامعه شناختی از انواع محتوایی می‌پردازم که در شبکه‌های افغانستان بیشترین بازدید را دارد. این موضوع از این نظر به‌من اهمیت داشت که شبکه‌های اجتماعی آیینه‌ای از وضعیت روانی، فرهنگی و ساختاری جامعه افغانستان است. من در این  تحلیل کوشش می‌کنم نشان دهم که خستگی تاریخی، افسردگی ذهنی، ناامنی روانی، فقر، مردسالاری و ضعف در آموزش و پرورش و نبود سواد رسانه‌ای  در شکل دهی به گرایش‌های کاربران در بازدید از «پست‌های» شبکه‌های اجتماعی  نقش مهم و اساسی دارد. از سوی دیگر، فضای مجازی بازتابی از واقعیت‌های پنهان و آشکار جامعه‌ی امروز ما است؛ واقعیت‌های تلخ، قوم‌مدارانه و خشونت‌زای که از درون می‌توان احوال و اوضاع جامعه را تحلیل کرد.

   افسردگی جمعی و گرایش به طنز و سرگرمی

تا جایی‌که من از پست‌ها و متن‌های کاربران افغانستانی در شبکه‌های اجتماعی متوجه میشوم، یک عامل مهم در حضور پررنگ و بی‌حد و حصر آن‌ها در «سوشیال میدیا»، افسردگی جمعی که خصوصا دامن‌گیر دختران محروم از تحصیل شده است.

افسردگی جمعی حاصل خستگی‌های روانیِ دوامدار و همچنان به احساس ناتوانی در خانواده و جامعه اشاره می کند. این وضعیت در افغانستان محصول دهه‌ها فقدان امنیت، مشاهده‌ی مرگ‌های ناگهانی نزدیکان، آوارگی و شکستن چرخه‌های امید اجتماعی است. گاهی از خودم می‌پرسم که چرا «پست‌های کمدی» بیشترین بازدید را در شبکه‌های اجتماعی دارند؟ طنز و سرگرمی که بیشترین بازدید را دارد، در واقع بخشی از شیوه‌های عمل مقابله‌ جامعه برای فرار موقت از بار روانی اینچنین بحران‌ها می باشد، درحالیکه طنزها اغلب خصلت تلخ‌گونه دارد و برگرفته شده از کم و کاستی‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه را به صورت وارونه می نمایاند.

خستگی تاریخی

به‌نظر می‌رسد، دومین عامل ناراحتی و‌رنج تاریخی باشد که در این‌جا به «خستگی تاریخی» تشبیه می‌شود. خستگی تاریخی وضعیتی را می‌گوید که در آن جامعه بر اثر تکرار بحران‌ها و نبود دوره‌های تعادل، دچار تراکم رنج و ناامیدی می شود. این مسئله در افغانستان سبب به‌وجود آمدن واکنش تند، دوگانه و احساسی در شبکه‌های مجازی شده است. پست‌های که به سرعت وایرال می شوند، اغلب محتواهای هستند که بر قضاوت فوری و هیجانات اخلاقی استوار اند. این گرایش‌ها بازتاب نمونه‌ی جامعه‌ی است که تجربه‌های تاریخی آن به‌جای گفتگو و تامل با واکنش‌های عجولانه و هیجانی بازنمایی می‌شود

فقر و محدودیت های فرهنگی و اطلاعاتی

فقر ساختاری فقط کمبود منابع اقتصادی را شامل نمی‌شود؛ بلکه شامل کاستی و فقدان در آموزش، دسترسی محدود به اطلاعات سالم، نبود یا اشکال در زیرساخت‌های فرهنگی و نهادهای اجتماعی را نیز می‌شود. این وضعیت سبب شکل گیری تحلیل سطحی و پدید آمدن فرهنگ واکنش محور گردیده است. محتوا‌های مبتذل و هیجان آور در این ساختار احتمال بیشتر دیده شدن را دارد. این امر نشان‌گر اینست که فضای مجازی در افغانستان میدان رقابت ایده‌ها نیست بلکه عمدتا حوزه‌ای برای نمایش نواقص بنیادی تربیتی است.

مردسالاری

یکی از مهمترین موضوعاتی که در افغانستان واکنش برانگیز است، مسایل مربوط به زنان و نقش‌های جنسیتی است. مقیاس و شدت و واکنش‌ها به محتواهای مربوط به زنان، نشان‌دهنده‌ای تداوم ساختارهای مردسالارانه و مقاومت فرهنگی در برابر تغییرات جنسیتی می‌باشد. فضای مجازی در اینجا به بازار و میدان مبارزه با ارزش‌های سنتی و مطالبات نوین تبدیل شده است. قضاوت‌های فوری و حملات لفظی علیه زنان نمونه بارز مردسالاری در دنیای مجازی است. از این‌رو محتواهای که با جنسیت و مردسالاری گره خورده باشند، بازدید بیشتر دارند.

ضعف آموزش و سواد رسانه‌ای

نبود آموزش انتقادی و کمبود برنامه‌های نظام‌مند برای بالا بردن سواد رسانه‌ای سبب شده است تا کاربران نتوانند میان محتواهای سالم و گمراه کننده تمایز قایل شوند. این اوضاع سبب رواج اخبار جعلی، قضاوت‌های نسنجیده و گرایش به محتوا‌های احساسی شده است. این گرایش‌ها بازار محتواهای احساسی و جعلی را گرم می‌کند و متون اصیل در حاشیه قرار می‌گیرند. بنابراین، نمونه‌های بازدید از شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی در افغانستان قبل از آنکه وسیله توسعه ارتباطی باشد، بازتاب‌دهنده کاستی‌های نظام آموزشی و فرهنگی است.

نتیجه گیری

محتوا‌های که در فضای مجازی افغانستان بیشترین بازدید را کسب می کند، فراتر از کارکردهای رسانه‌ای حامل نشانه‌های از وضعیت اجتماعی و روانی جامعه گ‌ی ما است. افسردگی جمعی، خستگی تاریخی، فقر ساختاری، مردسالاری ریشه‌دار و ضعف سواد رسانه‌ای عوامل تعیین کننده در شکل گیری ذایقه مجازی کاربران افغانستانی است. فضای مجازی همچون آیینه‌ای عمل می‌کند که خلا‌های نهادی، فشارهای تاریخی و بحران‌های روانی جمعی را بازتاب می‌دهد و آنچه که در گفتگوهای روزمره پنهان می‌ماند در فضای مجازی آشکار می‌شود. مطالعه محتوای پر مخاطب در افغانستان نه تنها تحلیل رسانه‌ای، بلکه تحلیل جامعه و ساختارهای این کشور می باشد.

Visited ۶۲ times, ۱ visit(s) today

ترک پاسخ به دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید